تبليغاتX
http://www.pdphoto.org/jons/pictures3/rose_1_bg_030703.jpg در آغوش شعر(دمی باتووووو...اشعار ف.شیدا)
در آغوش شعر(دمی باتووووو...اشعار ف.شیدا)
آشیانه شعر(در آغوش شعر)
در آغوش شعر(دمی باتووووو...اشعار ف.شیدا)

شاعر و نو یسنده ، مقیم نروژ (متولد 1340، متاهل، دارای دو فرزند)
تحصیلات :دیپلمه ادبی، لیسانس دیزاینری و طراحی مد از نروژ . دکوراتور ویترین (بوتیک )نروژ
نمونه کتابهای مرا در سایت جاودانه ها میتوانید مطالعه بفرمائید :
http://iran.blogme.com/

قلم من زبان من است وشعر من ،گو یای اسرار درونی من!
امید است درآشیانه شعر عشق و محبت را احساس کنید!اما فراموش نکن که
(...باید دلی در سینه داشت تا زبان همه احساسها را درک نمود!)
من یه دریای لطیف..
تو ولی صخره’ یک ساحل سخت..
تو تن نرم مرا می شکنی ..
من به فرسایش تو مشغولم..
لیک با اینهمه جنجال و ستیز..
ما به هم محتاجیم! (ف.شیدا)

خانه | آرشيو | ايميل
نوشته هاي پيشين
لينکدوني
¤¤¤¤(( سایت رسمی استاد شهریار ))
انجمن ویژه نقد ادبی
مرجع عاشقانه های شعر معاصر
***شبرنگ/ آقای ایرج سالاروند
سایت شعر وادب /آقای دکتر رجائی
**شیهه ی آفاق- جلال اسفندیاری**
سرزمین لبخندها /حمید
صاحبدلان/ایستگاه شعر وادب واندیشه/دکترمجتبی کرباسچی
##ونوس
صاف وساده
روزگار تنهائی
فرشاد مغرورترین پسر دنیا
#صور
مسعودهوشمندی 64
دل و دشنه
نفس يک پسر تنها
سوته دلان/شب شعر
آرامسر/ا آقای اسد پورهاشمي
***نی نامه/ آقای اسد پورهاشمی
نقد و نظر در مورد شعر -اصلان قزللو- شاعر و نویسنده
مروا
عاشق _دف
باباجي جي
همسفر با موج
واران
ور/علی
سرود مهتاب
تا شقایق هست زندگی باید کرد
مروارید عرفان
شایا تجلی /ترانه سرا
باباعظیمی(ساحل آرامش)
دل نوشته ها/ شیدا
بهت دنیا/ بهروز
عاشقانه - تنها
آتنا/باتو
غزل/فریاد بیصدا
امین/ اینجا اسمان همیشه آبیست
هرچه میخواهد دل تنگت بگو/کیا
شیطان بزرگ
سایت موزیک/دانلود ترانه های قدیمیو جدید
دفتر عشق
شهباز
¤¤سایت عباس معروفی
سعید رضا خساره /ترانه سرا
بغض مهتاب
رویای تو /ابولفضل پور جواد
خداوند کجا نيست؟
تنهاترینم
یاسهای عاشق/آقای سید محمدشریعت زاده
سایت موزیک
سایت موزیکjame_jam.ir
مخروبه
سایت موزیک/دانلود ترانه های جدید
مانی ها/ سایت شعر شاعران
من پر از حرفهای نگفته /عکس/متن/وحید تنها
عکسها واس ام ای های عشقولانه/یه سایت تکمیل ومتنوع
خط خطیهای ما/ آقای سعید
*بی پروا 1-بی کلام
*بی پروا 2/بی قلم/ادب وهنر/پرهیب
*شبشمار
عشقی به گرمی تابستان
پیر میخانه
لبخند تلخ
عمو مهدی
๑۩๑ مربع مستطیل عشق ๑۩๑
خیلی دور خیلی نزدیک
راه زندگی/سروش
تنهائی وسوز عشق
جزیره
اجتماعی /سیاسی/ آقای جواد سروری
(SMS بانک اس ام اس کرج SMS )امین
صد ای پای نسیم/شیدا
کاش بشود پشت این ثانیه ها اردو زد/هومن
**یک قلب پاک/ رضا
روزگار تنهائی/کوه غم/هستی
هر چه مرا به یاد تو بیاورد زیباست -سمانه
رویای زندگی
افشین ( آسمان آبی )
خانه سیاه
غربت منو تو
***صدای نور/سایتی از سوئدبا امکان شنیدن داستانهای کوتاه معاصرین /شاعران ومطالب متنوع
فناوری روز.../ناصر نوری
زلال كه باشي آسمان در تو پيداست (فرزانه)
پرواز ی بی انتها
آرفو (عارف)
واژه /شهاب
بهترین دوست/افشین (آبی آسمان)
*****ادبستان /سایت شعر وادبیات ایران
دنیای گرافیک
چشم تو/ عرفان
سطر هشتم/ فرهاد کریمی
مهدی اسدی/ /geographicalresearch/تحقیقات جغرافیائی
*###*اندوهی از روی متانت/آقای ایمان رضائی /شاعر
ندای منادی/ایلا
ساحر علی -سلوک بی سامان(سلوکیه)
¤بغض خاموش
¤¤شیدا - قطعات ادبی - دلنوشته های شیدا
کوچه های تنهایی / غم هم اگر ترکم کند تنهای تنها می شوم
گوهر وجود/ در حضور..../ آیکا
پژواک خاموش/سید احمد رضا احمدپور
بهشت آرام / مینورام
علیرضا اسلانی کتولی-مطالب خواندنی وبا ارزش
حرف دل/ ایمان
گناه من چیست که ترا دوست دارم /ساناز
****والس /کتاب و اشعار
رویای خیس /خلوت شیدا
از سکوت تا ترانه /قاصدک
#*چای دم کرده - ادبی-شعر وهنر وادبيات
#*بيرون از خود-شعر- ادبیات -زندگينامه شعرا ونويسندان-وووو
#*شعر و ادبيات -هنری-فرهنگی - اجتماعي
#*djmsm (همراه با مطالب متنوع ادبی وشعر وادبيات)
بهترین آموزشی /مصطفی احمدی
گوهر شب چراغ / م.عروج
فراست/ حسین فراست خبرنگار وحقوق دان موفق ایران
اشعار سید محمد رضا هاشمی زاده
****سپیده خواهر زاده هنرمند وشاعره نازنین من*****
*****نامم صداست سپید می گویم*محسن*
تسلیم الهه عشق /رفیق
زادمهرمهرآفرین ( حسن توکلی رودسری )
فانوسبان/پرواز رسم ما بود... - سروش
به کدامین جرم حکم من این است؟!!!!!!!!!!! علی رجبی
د ید گاه مـــــــا -آقای ابوالفضل قربانیان (فلسفه)
****فراست= سایت اقای حسین فراست خواه /خبرنگار
مقالات سیاسی /اجتماعی /آقای هرمز ممیزی
نی نامه
افسون /شعر ودلنوشته
**آریا برزن -آقای بهزاد
شکلات -نويسنده: همسفر
گوناگون /الهه
اشک مهتاب -آقای جواد رحمتی ـشاعر
رودخونه/ اشعار اقای عاکف
اشک/ ساجده
زیر باران در پنا ه تاریکی/ آقای ‌‌داریوش حاجبی
آموزش ترفند های کامپیوتر / آقای محمد اكبرحلوايي
شعر و سکوت - آقای محمد
برای آزادی بنویسیم- ح.خاموش
شبستان سرخ/صفای اشک - وفای غم
آوین- ماييم و نواي بينوايي - نوا- شاعر
گلهای رنگارنگ /دست نوشته ها وترجمه اشعار از خانم شیرین
دهکده احساس/آقای دانیال رحمانیان
سایت آریانا عرشی
نوشته های من تو علیرضا
شعر سپید & ترانه وآئینی /آقای بهروز
شمع شبستان /آقای سعيد مطوري
تو یه تنها نمیمونی.من تنها رو دعا کن -آقای امیر
اوقات من /بریر
سکوت من / آقای بهروز
*****بی نشانه -شمس الدین عراقی /شاعر
موفقیت / آقای سعید
اندیشه نو - دکتر کاوه سالارمند
وبلاگ شعر /م.آرمان /شاعر
اندیشه نفر سیزدهم13
صدائی /
زیر باران در پناه تاریکی
جانا تو قلب مائی /بهروز
همه اش عشق/ مریم ومیثم
پژواک خاموش- تکاپوی فکری س.الف.احمدپور
انجمن تخصصی شعر وداستان با هابیل -سید هابیل موسوی-شاعر
درود بر زندگي -حسن رشیدی
سورنا - نقد شعر خانم لیلا حکمت نیا
رمز گنج آوای خیال / آقای محمد جاوید_ شاعر
۩۞۩ بی پرده زنان و مردان را ببینید۩۞۩
یک دشت سادگی / آقای سعید
/ پائیز درکوچه باغهای تنهائی وشعرلیلوا /آقای حسن بابائی شاعر
فریاد خاموش /نازی
لب ِ دریائی ها / شاعر عبدالحسین فخرائی
صهبای شیدایی - مسعود ناظم رعایا
فریاد آزادی - ناصر فردین
جلوه شوق .گزیده دیوان غزلیات جلوه سایت دکتر فربود شکوهی
سایت دکتر فربود شکوهی /شاعر
شاعر گمنام- الف - ا ی و ا ن ک ی
باران نامه/ میلاد قزللو
وشتن واژ ه ها(رقص واژه ه ها) لیثی حبیبی / شاعر
اشعه ذهن -چگونه بر دیگران تاثیر بگذاریم؟ - hanibal -روانشناسی ارتباطات
گلهای خیالی (ادبیات و موسیقی )...
رندان 2/مسیح شوخ
## رویای زندگی## شاعر عماد
سوشلیغا / بانک مقالات ادبی
¤شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد -نوشته های بارانی - شعر
شیدا/مهرداد
موج مخالف
وبلاک مسخ/ کامیار- روزنامه نگار آزاد
لينکهاي روزانه
جاودانه ها-سایت سخنان بزرگان به مدیریت آقای امیر همدانی
##هشتاد /ادبیات جوان ایران##
در کوچه باغ ترانه - ترانه های فرزانه شیدا(در دست تکمیل ...)
##زاویه ## نگاهی متفاوت( بهترین سایت ایرانی)
سایت جامع ادبی ایران -شعر واشعار شاعران ادب ایران
تازه های ادبی به مدیریت جناب آقای م.مجتبی
مجله ی موفقیت کتاب سخنان ماندگار ودیوان شعر از فرزانه شیدا
اثر -نشر نامه -به دوزبان فارسی واآلمانی
ادبستان, سایت شعر معاصر/ شاعران معاصر
شور شیدائی -اشعار فرزانه شیدا-Farzaneh Sheida
سید محمد آتشی - شاعر مترجم
سوشلیغا انجمن مجازی نقد/ ادبی
آمارانت- مجموعه اشعار وترجمه آقای سید محمد آتشی
خانه نقد -سایت جناب آقای اصلان قزللو- شاعر ونویسنده
۩۩ شعرنو ۩۩مجموعه اشعار شاعران معاصر
×××دفتر شیدا دلی -فرزانه شیدا
شاعرانه ها -نقد وبررسی اشعار وکتب عصر
ایرانفرست/امین
پرستوی عاشق/سعیدکریمی/مهندس سجاده محمدزاده/مهندس علی صادقی/فرزانه شیدا
×××دیوان شیدائی.فرزانه شیدا بلاگ اسکای
دیوان شعر فرزانه شیدا به کوشش شیوااااماهیچ
مااااهیچ ما نگاه/ شیواااماهیچ
×××عکسهای منتخب از اسکاندیناوی(فرزانه شیدا)
×××در آغوش تنهائی(لحظه های باتو بودن) /ف.شیدا
مهری بلوری( خبرنگار دیترویت مصاحبه فرزانه شیدا)
طبقه بندي موضوعي
پشتيباني
واژه ها (سخنانی از هزار سخن) -شعر- تفکر و سیاست

 واژ ه ها
  (سخنانی از هزار سخن)
  جلد دوم
     بخش سی ام-۳۰
 

در این بخش نگاهی بر شعر وتفکر و سیاست خواهیم داشت به

نوشته ای ازمهدی زاهدی

۱۶ فروردین ۱۳۸۸

 

هیدگر و سیاست در نسبت با شاعران و

متفكران گرایش و توجه هیدگر به شعر از سنت فلسفه آلمانی نشات می گیرد

 چنانكه عبارت "شاعران و متفكران" در تاریخ فكری آلمان هرچیزی هست

جز اتصال اتفاقی كلمات. وقتی به مطالعه آثار نیچه، هردر و لسینگ یا بسیاری دیگر

 از نویسندگان آلمانی می پردازیم، كشف این نكته دشوار است كه كجا فلسفه پایان می یابد

و كجا شعر آغاز می شود.

 از این منظر اشتغال خاطر روزافزون هیدگر به شعر در فلسفه اش به آسانی

 قابل فهم است. متفكران و شاعران تعلق خاطر مشابه دارند؛

در واقع نحوه پرداختن ایشان به این تعلق خاطر متفاوت است.

هر یك به طریق خاص خویش بدنبال پاسخی اصیل به نوای بی‌صدای وجودند

و اینك پس از گذشت بیش از نیم قرن، حمایت هیدگر از نازی ها،

خدمت گذاری اش به رژیم هیتلر و آن همه تبلیغ سیاسی كه برای آن دستگاه مستبد

 و جنگ افروز كرد، در اندیشه سیاسی او غیر قابل انكار است.

كاوش و بررسی اجمالی تمام این وجوه متنوع و مختلف مراد ما از این مقاله است.

هیدگر می نویسد:

 «آدمی فقط می تواند از همان بودن سخن بگوید، كه به تفاوتها می اندیشد.

در خصوص شعر و تفكر نیز چنین است.»

چیزهایی كه شبیه یكدیگرند، بدان چهت با یكدیگر مشابه اند

كه از یكدیگر متفاوت نیز هستند. «بنابراین لوگوس هم شاعر و هم متفكر را به خود

فرا می خواند و هنگام اجابت متفكر سخن از وجود می گوید و شاعر

 امر قدسی را می نامد. از اینرو در حین این كه هر دو دعوت وجود را اجابت می گویند

شاعر به طور اخص سخن از ساحت قدس وجود می گوید

و در نتیجه امر قدسی را می نامند.»

 

 به نظر هیدگر ممكن است فكر كنیم كه چیزی در باب نسبت

بین فلسفه و شعر می دانیم، اما هنوز چیزی در باب گفتگوی بین متفكر و شاعر

 كه نزدیك یكدیگر بر دورترین كوهها سكونت دارند، نمی دانیم.

 هیدگر بر آن است كه شاعر بطور اخص برای نامیدن قدس و قرار دادن

 آیات و نشانه های الوهیت در كلمات فراخوانده شده اما برای این كار او می بایست

از آدمیان و زمین هم سخن بگوید.

او باید بگوید كه چگونه ایزدیان و انسانها و زمین و آسمان با هم می پیوندند

و از هم می گسلند. بنابراین شاعر، هم شاعر ایزدیان است و هم شاعر مردمان.

او میرنده میان هردو، الوهیت از زبان او با مردم سخن می گوید.

چنین چیزی فقط به این دلیل میسر شده كه شاعر میان زمین و آسمان است.

 یعنی او را به جایگاهی میان ایزدیان و انسانها بركشیده اند كه مواجهه میان

آنان امكان پذیر است. مرتبه شاعر نزدیك به نور و قدرت ایزدیان است

 اما در عین حال در معرض قهر مستقیم حضرت قدس هم هست.

 غرض از این نكته تاكید مجدد برماهیت خاص و استثنای شاعر

 و یادآوری این مساله است ك او مورد خطاب ذات الوهیت و مرتبط با اوست

 و آخرین مشخصه شاعر كه باید از آن سخن بگویم نحوه ارتباط او با متفكر است.

 در اینجا این سوال مطرح می شود كه متفكر در نظر هیدگر كیست؟

 اگر متفكر آن كسی است كه از وجود سخن می راند بنابراین آیا ملاصدرا

كه آثارش مشحون از واژه وجود است و بسیار در باب آن سخن گفته است

نیز در نظر هیدگر یك متفكر است؟ شاید پاسخ به این سوال كاملا روشن باشد

 كه خیر، ملاصدرا بر اساس آراء و نظریات هیدگر

 از موجود سخن رانده نه از وجود.

 پس این سوال جدی تر مطرح می شود كه پس متفكر در نظر هیدگر كیست؟

 و اساسا تفكر چیست؟

«اندیشه برانگیز ترین امر در زمانه ی اندیشه برانگیز ما

این است كه ماهنوز فكر نمی كنیم. این همان چیزی است كه موضوعی برای تفكر

 به ما اعطا می كند چنان چیزی وجود دارد كه فی نفسه، به خودی خود

 و اصولاً از همان بدو امر موضوعی برای تفكر به ما اعطا می كند.

 

چنان چیزی وجود دارد كه ما را فرا می خواند تا متوجه آن باشیم،

 متفكرانه به آن رو كنیم و در نهایت: به آن فكر كنیم.»

گفتیم كه انسان هنوز فكر نمی كند و البته به هیچ وجه نه تنها به این دلیل

كه آن چه باید موضوع تفكر واقع شود از وی روی می گرداند.

بلكه به این دلیل كه او به حدكفایت به آن چه باید موضوع تفكر قرار گیرد،

روی نمی آورد. به‌اعتقاد هیدگر:

تفكر، پرسش‌است‌، پرسش‌از خویشتن‌خویش‌و از تمامی‌اعتقادات‌ارثی‌و

اكتسابی‌كه‌مدتهای‌مدیدی‌همراه‌ما بوده‌اند.

 پرسش‌كردن‌، به‌معنی‌روش‌به‌هم‌بافتن‌و سرهم‌كردن‌مفاهیم‌نیست‌،

بلكه‌همچون‌ط‌ریق‌و مسیریست‌كه‌هركس‌می‌باید خود آن‌را بگشاید،

 بی‌آنكه‌مقصد معلومی‌را از پیش‌، در نظ‌ر گرفته‌باشد.

 هیدگر می گوید باید فكر كردن را یاد بگیریم در غیر این صورت

 در همان متافیزیك سنتی باقی خواهیم ماند.

 او می گوید:

 یك راه وجود دارد، باید به عقب یعنی روش های سنتی برگردیم

و امكانات اصلی را در آن زمان بررسی كنیم.

ما باید اساس تاریخ فلسفه را دوباره تفسیر كنیم.

هیدگر تقریبا بعد از مقدمه ای بر متافیزیك یعنی پس از سال 1935

 در جای جای مهترین آثار خود به مساله شاعری و ارتباط آن با تفكر اشاره كرد.

از جمله آنها می توان از این آثار نام برد:

 هولدرلین و ذات شعر، درسگفتارهای نیچه، تفاسیری بر اشعار هولدرلین،

تفكر یونانی نخستین، نامه درباره انسان گرایی، چه چیزی تفكر خوانده می شود؟

و در راه زبان. هیدگر هنگامی كه مفهوم پایان فلسفه را مطرح كرد

، پایان فلسفه را به منزله آغاز "تفكری دیگر" دید و راه این "تفكر دیگر"

 را به راه شاعری نزدیكتر دانست تا به راه فلسفه. شاعری عمیق تر از فلسفه است.

 او تا آنجا پیش رفت كه شعر را والایی تفكر دانست.

بعدها در همین زمینه كلی ارتباط میان هستی، زبان و حقیقت بود كه هیدگر توانست

نظر خود را مبنی بر رابطه نزدیك میان متفكران و شاعران بسط دهد.

 

«هر شاعر بزرگی شعر خود را از یك شعر واحد می آفریند.

آن امر، یكه و واحد است كه متفكر و شاعر را به هم نزدیك می كند.

 امر واحدی كه متفكر درباره آن تفكر می كند و شاعر آن را می نامد و می سراید:

 "هستی".» هستی سرآغازی است كه تفكر و شاعری در آن ریشه دارند

و همین آنها را بیش از هر چیزی به یكدیگر نزدیك می كند.

 هیدگر راه اصلی شاعری را، تفكر درباره هستی می داند.

یعنی تفكر در اساس شاعری است. هیدگر درباره نسبت شعر و تفكر می گوید:

«هر تفكر تأملی شاعرانه است و هر شعری نیز نوعی تفكر است".

 ما بر این جمله می توانیم بیافزایم كه، مطابق نظر هیدگر همان رویداد است

 كه منشأء اصلی و حقیقی شعر است. در واقع، به معنای حقیقی كلمه، منشاء است

كه می سرآید و منشأیی كه حتی زبان در تصاحب آن باقی می ماند،

 و از همین حیث است كه از این منشأ در آثار قبلی هیدگر، به منزله شعر

 سخن گفته شده است.»

 

هیدگر از هولدرلین كه ذات شاعری را می‌سراید، چنان سخن می‌گوید

كه از هر یك از متفكران بزرگ گذشته یاد می كند. به زعم وی شاعران

آنچه را كه متفكران فقط به شیوه متفكرانه آشكار كرده‌اند، شاعرانه می‌گویند.

 هیدگر در درسگفتارهایی در باب نیچه توضیح می‌دهد كه

 «همه تفكر فلسفی فی‌حد ذاته شعری است لذا فلسفه حقیقی به نوعی شبیه

 به كار متفكر و كار شاعر است.

 بنابراین فلسفه حقیقی هم باید شاعرانه باشد و هم متفكرانه».

 

شاعران و متفكران "مانند"(the same)

هم می اندیشند اما نه" یكسان" (identical)

هر دو دسته تشخیص قوای زمین و آسمان، قوای میرایان و خدایان،

 قوای فوزیس و لوگوس را مقصود دارند و تفاوتهایشان در نحوه تصور كردن

این قوا و نحوه تدوین افكارشان نهفته است. در تفكر، وجود به زبان می آید.

 زبان خانه وجود است. آدمی در این خانه سكنی می گزیند

 و متفكران و شاعران نگاهبانان این خانه اند.

شعر و تفكر از آنجا كه هر دو پاسخی به آیت وجود هستند

واجد سرآغاز مشابهی می باشند.

 ولی به لحاظ دیگر متفاوت هستند چرا كه امر قدسی كه هیدگر از آن سخن می گوید

خود شعری اصیل و مقدم خوانده شده است

 كه شاعر باید درون واژگان آورد.

بنابراین شاعری متفكرانه را باید از آنچه شاعری می نامیم، متمایز كنیم.

ما از یكسو با شاعری شاعران مواجه هستیم و از سوی دیگر با تفكر متفكران

 كه باید از یكدیگر متمایز شوند ولی وحدتشان از این جهت غیر قابل تردید است

كه هر دو از سرچشمه ای واحد آغاز می شوند كه همان شاعری متفكرانه است

 كه متفكرانه وجود را می سراید.

متفكر به شعر همچون یك ژانر ادبی اهتمام ندارد بلكه با ذات شعر

 سر و كار دارد یعنی مجالی فراهم می آورد تا شعر حقیقت را آشكار نماید.

 اگر شاعر كلمه ای شاعرانه ابداع می كند، متفكر به وجود می اندیشد

اما در هر صورت شاعر كمتر از متفكر درگیر پرسش از وجود نیست.

«شاعری شاعران و تفكر متفكران از یك جهت وحدت غیر قابل تردیدی

 دارند كه هر دو از سرچشمه ای واحد آغاز می شوند

و همین موجب قرابت و همسایگی بین آنهاست،

 گرچه این تعلق خاطر مشابه كاملا یكی نیست.

تفكر پیش از هر چیزی شاعری است. متفكر و شاعر همواره یك تفكر اصلی

 را بیان می كنند. در واقع شاعری خصلت تفكر است».

در واقع شاعری جریانی وصف می شود كه در آن وجود خود را همچون

 امر قدسی در پیامی به شاعر می نمایاند كه شاعر باید با تنسیق آن نشان

و آیت در واژگان، بدان پیام پاسخ گوید. وقتی امر قدسی خود را به شاعر نشان داد

 و هنگامی كه او به این نشان پاسخ گفت، سر آغاز تاریخ یك " قوم" پیش می آید،

 از اینرو تاریخ یك قوم را بنیان می گذارد.

 

 او آن زمینه شاعرانه را كه قومی تاریخی در آن چونان اساس خویش سكونت می كند

 را مهیا می سازد.

از همین واژه قوم می توان سرآغاز نظریه سیاسی هیدگر و نسب آن را

 با شاعران و متفكران دنبال كرد.

در سالهای آغازین دهه ی 1930.هیدگر بحث و تحلیل از دازاین را به بررسی انسان

جمعی تبدیل كرد و از ما همچون "ملت"حرف زد

و بعد همچون "ما" یی كه هستی بر آن حكم می راند از آن سخن راند

وی در نوشته هایش درباره ی هولدرلین شاعر،

 چندین بار واژه ی Volk (مردم، ملت، قوم) را درباره ی هستی تاریخی به كار برد

 و حتی یك بار نوشت كه وطن(Heimat) هستی تاریخی، ملت است.

 فلسفه ی یك ملت را آن چیزی می دانست كه مردم را می سازد.

 فلسفه مردم را از نظر تاریخی در دازاین آن ها بنیاد می دهد،

و آنان را به پاسداری از حقیقت هستی می كشاند.

هیتلر نخست از واژه Volk معنای قومی و نژادی در نظر داشت

و در نبرد من نوشته بود كه تعلق به قوم ونژاد مهم تر از تعلق به دولت است.

دین سان آن زمینه شاعرانه ای هولدرلین كه هستی تاریخی یك قوم تاریخی را بنیاد

می نهد با نظریه سیاسی هیدگر و ایده نژادپرستانه هیتلر در یك راستا قرار می گیرند.

هیدگر در پیام به دانش جویان آلمانی در 3 نوامبر 1933 گفته بود: فقط پیشواست

 كه به تنهایی اكنون و آینده ی واقیت آلمان و قانون آن است. پس از انتشار كتاب ویكتور

 فاریاس و انتشار زندگی نامه ی معتبری نوشته هوگو ات با عنوان مارتین هایدگر:

 یك زندگی سیاسی، كه نكته هایی تازه در مورد وابستگی او به جنبش نازی را مطرح كرد،

 بحث مفصلی در مورد هیدگر و سیاست و به طور خاص درباره ی رابطه اش

با نازی ها در گرفت. این كه هیدگر نازی بود و از 1933 تا 1945

 عضو حزب ناسیونال سوسیالیست هیتلر باقی ماند و چهارده ماه به گونه ای آشكار

 در مقام ریاست دانشگاه فرایبورگ مبلغ سیاست ها و مواضع ضد دمكراتیك آن حزب بود،

نكته ای است كه دیگر حتی متعصب ترین هواداران او نیز نمی توانند انكارش كنند.

 هانا آرنت در مقاله ای كه به مناسبت هشتادمین سالگرد تولد هیدگر نوشته است

نشان می دهد كه استاد و معشوق قدیم اش هر چند سخت دل مشغول آوای هستی

 و حقیقت بنیادین هستی بود، چاه بزرگی را پیش پای خود ندید و در 1933

در مقام رییس دانشگاه فرایبورگ، با سر به اعماق آن سقوط كرد

. نازی ها در همان ایامی كه هیدگر به طور علنی و رسمی از آنان دفاع می كرد،

به دستگیری كمونیست ها، دمكرات ها، لیبرال ها و

 نه فقط مخالفان خود، بل افراد بی طرف هم پرداخته بودند و نمونه هایی بی سابقه

از خشونت و كشتار را به نمایش گذاشته بودند. گفتن این كه هیدگر از

 این موارد بی خبر بود، بیشتر به یك شوخی چندش آور همانند است.

بسیار جای شگفتی است كه چگونه یكی از برجسته ترین اندیشمندان روزگار ما،

 هم چون یك مبلغ مزدور ظاهر شد؟ و چگونه فیلسوفی بزرگ خود را

تا حد انسانی كوچك تنزل داد؟ هیدگر مرتكب حماقت شد. اما آیا می توان

 هم چون آدورنو فلسفه ی او را به دلیل این حماقت "سر تا پا فاشیستی"

 ارزیابی كرد؟ آیا این جهالت دلیل بسنده ای است تا با بوردیو و هابرماس

هم نظر شویم كه هستی شناسی هیدگر سیاسی است.

 ممكن است كه پاسخ شما به این پرسش ها منفی باشد، اما باید گفت

 كه از سوی دیگر نمی توان با شماری از پیروان هیدگر نیز هم زبان شد كه هر گونه

 رابطه میان اندیشه های فلسفی و اندیشه ها و كنش سیاسی او را منكر می شوند.

در سال 1934 هیدگر پس از شكست سیاسی اش و گسستن از نازیسم،

 متوجه فعلیت مفهوم polis شد. او نوشت: یونانیان نبردی چون نبرد ما

را پیش می بردند. مهمترین متنی كه از هیدگر در این مورد منتشر شده،

 درس های او درباره ی چند شعر هولدرلین هستند شاید بتوان گفت

 كه توجه هیدگر به یونان باستان تا حدودی ناشی از توجه او به اشعار هولدرلین

بوده است.

اما چند سال بعد، در 1942، وقتی هیدگر دوباره به سراغ هولدرلین رفت

 و شعر" ایستر" او را تاویل كرد، دیگر این مفهوم را پیش نكشید.

 آن جا نكته ای كه برای هیدگر مهم شد منش سازنده ی زمینه ی اجتماعی

 و سیاسی یا polis بود. از اینجا هیدگر سیاست را با عنوانی پیش كشید كه

 در آثار او هیچ پیشینه ای نداشت: "ایقان خویشتن از آگاهی تاریخی"

در مجموع ارزیابی سیاسی هیدگر در نسبت با شاعران و متفكران را

در این اعتقاد او می توان گرد آورد كه «گوهر مردم آوای آنهاست.

 این آوا به ویژه در فوران توده ی مشترك، طبیعی، دست نخورده

 و بی فرهنگ به گوش نمی رسد.

صدای مردم به ندرت و بسیار كم به گوش می رسد.»

 مردم را باید شاعران و اندیش مندان به حركت در آورند.

آزادی مردمان بی ریشگی و خودمحوری است و سامان ده آنان شاعران و متفكران اند.

 

 متن از سایت های  زیر:

http://www.louh.com/content/2809/default.aspx

از سایت تازه های ادبی:

ماخذ:

http://www.s1001.com/ccccc.htm

 

همانگونه که مطالعه فرمودید  نقش شاعر در بکارگیری واژه ها نقش خطیریست

که می بایست بدرستی انجام گیرد لذا شاعران ونویسندگان در دوره حضور

 خود درجامعه می بایست برآن باشند که از گزافگوئی های بی ثمر دست برداشته و

درخدمت جامعه ی خود باشند

واژه قدرتمند /ماندگار واثرگذار است در نتیجه در گفتارونوشتار خویش همواره

می بایست این توجه وبصیرت را داشته باشیم که خوانده وشنیده میشویم

ودر قبال آنان که خواننده وشنونده ما میباشند متعهد وخدمتگزار باشیم

بخش دوم واژه ها را دراینجا به پایان برده

جلد سوم واژه ها   دردست تحقیق ونوشتار می باشد

امید شاهد حضور علاقمندان واژه ها باشیم

موفق باشید

فرزانه شیدا- ۱۳۸۸

Farzaneh Sheida


[ ]
+
شخصیت از دیدگاه روانشناسی
 واژ ه ها
  (سخنانی از هزار سخن)
  جلد دوم
     بخش بیست نهم (۲۹)
 
در این بخش از واژه ها به شخصیت انسانی از دیدگاه روانشناسی نگاهی خواهیم
 
داشت ودر مسیر این مطالعه توجه شما را به
 
این متن نیز معطوف میدارم که بر اساس همین نوشته  متذکر میشوم بسیاری از
 
واژه های بکار گیرنده ما وهمچنین برخوردهای ما با مسائل برخاسته
 
از درونیت شخصی   وشخصیت  فردی ماست:
 
منبع: سایت شبکه رشد:
 
بخش روانشناسی
 
http://daneshnameh.roshd.ir
 
 
شخصیت از دیدگاه روانشناسی
 

تعاریف مختلفی از شخصیت ارائه شده است که هر یک بر وجهی از شخصیت تأکید کرده‌اند. هیلگارد (Hilgard) شخصیت را «الگوهای رفتار و شیوه‌های تفکر که نحوه سازگاری شخص را با محیط تعیین می‌کند» تعریف کرده است در حالی که برخی دیگر «شخصیت» را به ویژگیهای «پایدار فرد» نسبت داده و آن را بصورت «مجموعه ویژگیهایی که با ثبات و پایداری داشتن مشخص هستند و باعث پیش بینی رفتار فرد می‌شوند» تعریف می‌کنند.

شخصیت (Personality) از ریشه لاتین (Persona) که به معنی «نقاب و ماسک» است گرفته شده است و اشاره به ماسک و نقابی دارد که بازیگران یونان و روم قدیم بر چهره می‌گذاشتند و این تعبیر تلویحا به این موضوع اشاره دارد که «شخصیت هر فرد ماسکی است که او بر چهره خود می‌زند تا وجه تمایز (تفاوت) او از دیگران باشد».




شخصیت به همه خصلتها و ویژگیهایی اطلاق می‌شود که معرف رفتار یک شخص است، از جمله می‌توان این خصلتها را شامل اندیشه ، احساسات ، ادراک شخص از خود ، وجهه نظرها ، طرز فکر و بسیاری عادات دانست. اصطلاح ویژگی شخصیتی به جنبه خاصی از کل شخصیت آدمی اطلاق می‌شود.

نگاه اجمالی

«شخصیت» یک «مفهوم انتزاعی» است، یعنی آن چیزی مثل انرژی در فیزیک است که قابل مشاهده نیست، بلکه آن از طریق ترکیب رفتار (Behavior) ، افکار (Thoughts) ، انگیزش (Motivation) ، هیجان (Emotion) و … استنباط می‌شود. شخصیت باعث تفاوت (Difference) کل افراد (انسانها) از همدیگر می‌شود. اما این تفاوتها فقط در بعضی «ویژگیها و خصوصیات» است. به عبارت دیگر افراد در خیلی از ویژگیهای شخصیتی به همدیگر شباهت دارند بنابراین شخصیت را می‌توان از این جهت که «چگونه مردم با هم متفاوت هستند؟» و از جهت این که «در چه چیزی به همدیگر شباهت دارند؟» مورد مطالعه قرار داد.

از طرف دیگر «شخصیت» یک موضوع پیچیده است ولی از زمانهای قدیم برای شناخت آن کوششهای فراوانی شده است که برخی از آنها «غیرعملی» ، بعضی دیگر «خرافاتی» و تعداد کمی «علمی و معتبر» هستند. این تنوع در دیدگاهها به تفاوت در«تعریف و نگرش از انسان و ماهیت او» مربوط می‌شود. هر جامعه برای آنکه بتواند در قالب
فرهنگ معینی زندگی کرده ، ارتباط متقابل و موفقیت آمیزی داشته باشد، گونه‌های شخصیتی خاصی را که با فرهنگش هماهنگی داشته باشد، پرورش می‌دهد. در حالی که برخی تجربه‌ها بین همه فرهنگها مشترک است، بعید نیست که تجربیات خاص یک فرهنگ در دسترس فرهنگ دیگر نباشد.
 

شخصیت از دیدگاه مردم

 
 
واژه «شخصیت» در زبان روزمره مردم معانی گوناگونی دارد. یکی از معانی آن مربوط به هر نوع «صفت اخلاقی یا برجسته» است که سبب تمایز و برتری فردی نسبت به افراد دیگر می‌شود مثلا وقتی گفته نمی‌شود «او با شخصیت است» یعنی «او» فردی با ویژگیهایی است که می‌تواند افراد دیگر را با «کارآیی و جاذبه اجتماعی خود» تحت تأثیر قرار دهد. در درسهایی که با عنوان «پرورش شخصیت» تبلیغ و دایر می‌شود، سعی بر این است که به افراد مهارتهای اجتماعی بخصوصی یاد داده ، وضع ظاهر و شیوه سخن گفتن را بهبود بخشند با آنها واکنش مطبوعی در دیگران ایجاد کنند همچنین در برابر این کلمه ، کلمه «بی‌شخصیت» قرار دارد که به معنی داشتن «ویژگیهای منفی» است که البته به هم دیگران را تحت تأثیر قرار می‌دهد، اما در جهت منفی.

در اجتماع گاهی به جای این کلمات از مترادف آنها «شخصیت خوب یا بد» صحبت می‌شود که هر یک ویژگیهایی را می‌رسانند و گاهی از کلمه شخصیت به منظور توصیف بارزترین ویژگی افراد استفاده می‌شود مثلا وقتی گفته می‌شود«او پرخاشگر است» یعنی ویژگی و خصوصیت غالب «او» پرخاشگری است. در کنار این موضوعات گاهی کلمه شخصیت جهت «احترام» به چهره‌های مشهور و صاحب صلاحیت «علمی ، اخلاقی یا سیاسی» بکار می‌رود نظیر «
شخصیت سیاسی ، شخصیت مذهبی و شخصیت هنری و …».

شخصیت از دیدگاه روانشناسی

دیدگاه روانشناسی در مورد «شخصیت» چیزی متفاوت از دیدگاههای «مردم و جامعه» است در روانشناسی افراد به گروههای «با شخصیت و بی‌شخصیت» یا«شخصیت خوب و شخصیت بد» تقسیم نمی‌شوند؛ بلکه از نظر این علم همه افراد دارای «شخصیت» هستند که باید به صورت «علمی» مورد مطالعه قرار گیرد این دیدگاه به«شخصیت و انسان» باعث پیدایش نظریه‌های متعددی از جمله : «نظریه روانکاوی کلاسیک (Classical Psychoanaly Theory) ، نظریه روانکاوی نوین (Neopsychoanalytic Theory) ، نظریه انسان گرایی (Humanistis Theory) ، نظریه شناختی (Cognitive Theory) ، نظریه یادگیری اجتماعی (Social-learning Theory) و … » در حوزه مطالعه این گرایش از علم روانشناسی شده است.

ماهیت شخصیت و انسان

یکی از جنبه‌های با اهمیت در «روانشناسی شخصیت» که در «نظریه‌های شخصیت» منعکس شده است برداشت یا تصوری است که از ماهیت «انسان و شخصیت او» ارائه شده است (یا می‌شود). این سوالها با ویژگی اصلی انسان ارتباط می‌کنند و همه مردم (شاعر ، هنرمند ، فیلسوف ، تاجر ، فروشنده و …) همواره به روش به این سوالها پاسخ می‌دهند؛ بطوری که می‌توانیم بازتاب همه جانبه آنها را در «کتابها ، تابلوهای نقاشی ، و در رفتار و گفتارشان» ببینیم و روانشناسی شخصیت و نظریه پردازان این حوزه نیز از آن مستثنی نیستند. این موضوعات را می‌توان در جدول زیر خلاصه کرد.


اراده آزاد یا جبرگرایی؟ آیا انسان آگاهانه اعمال خود را جهت می دهد یا بوسیله نیروهای دیگری کنترل می‌شود؟
وراثت یا محیط؟ آیا انسان بیشتر تحت تأثیر وراثت است یا تحت تأثیر محیط؟
گذشته یا حال؟ آیا شخصیت انسان وقایع و اتفاقات اوائل زندگی شکل می‌گیرد یا اینکه تحت تأثیر تجربه‌های دوران بزرگسالی قرار دارد؟
بی‌همتایی یا جهان شمولی؟ آیا شخصیت هر انسان بی‌همتاست یا اینکه شخصیت دارای الگوهای کلی خاصی است که با شخصیت بسیاری از افراد انطباق دارد؟
تعادل جویی یا رشد؟ آیا انسان فقط برای حفظ تعادل و توازن رفتاری را انجام می‌دهد یا او بخاطر میل به رشد و تکامل رفتار را انجام می‌دهد؟
خوش بینی یا بد بینی؟ آیا انسان اساسا موجودی خوب است یا بد؟

نقش وراثت زیستی در رشد شخصیت

وراثت به منزله مواد خام شخصیت است. این مواد به اشکال مختلف شکل می‌پذیرند. بعضی از همانندیهای موجود در شخصیت و فرهنگ انسان ناشی از وراثت است، مثلا هر گروه انسانی ، مجموعه نیازها و قابلیتهای زیستی مشترک و یکسانی به ارث می‌برد. این نیازها ، شامل اکسیژن ، غذا ، آب ، استراحت ، فعالیت ، خواب ، پرهیز از شرایط هولناک و اجتناب از درد و نظایر آن است.

اهمیت محیط طبیعی در رشد شخصیت

محیط طبیعی نیز بر شخصیت تأثیر می‌گذارد، زیرا افراد تا حد وسیعی سطح کارآیی خود را که برای حفظ حیاتش ضروری است، از محیط می‌گیرد واقعیت امر این است که در هر محیط طبیعی ، انواع مختلف شخصیت و فرهنگ ، و در محیطهای طبیعی کاملاً متفاوت ، فرهنگهای مشابهی ملاحظه می‌شوند.

رابطه فرهنگ و شخصیت

بعضی از تجربه‌های فرهنگی بین همه افراد انسانی مشترک است. از تجربه‌های اجتماعی مشترک بین اعضای یک جامعه معین ، یک صورت بندی ویژه شخصیتی پدید می‌آید که شاخص و معرف شخصیت بیشتر اعضای آن جامعه است و اصطلاحا شخصیت نمایی (Modal Personality) یا شخصیت اساسی (Basic Personality) یا رفتار اجتماعی (خوی اجتماعی) (Social Character) خوانده می‌شود. این مفاهیم به ویژگیهای فرهنگی مشترکی که همه اعضای یک جامعه در آنها سهیم‌اند، اشاره می‌کنند.

نقش تجربه گروهی در رشد شخصیت افراد

کودک نوزاد به صورت یک ارگانیسم به دنیا می‌آید. با اخذ و کسب مجموعه‌ای از نگرشها و ارزشها ، تمایلات و بیزاریها ، هدفها و مقاصد ، و یک مفهوم عمیق و ناپایدار از اینکه چه نوع شخصی است، به تدریج یک موجود انسانی مبدل می‌شود. همه این ویژگیها را از طریق فراگرد اجتماعی شدن بدست می‌آورد. این فراگرد ، یادگیری او را از حالت حیوانی به شخصیت انسانی تغییر می‌دهد. به عبارت دقیق‌تر ، هر فرد از طریق فراگرد اجتماعی شدن ، هنجارهای گروههای خود را می‌آموزد تا اینکه یک خود مشخص که او را بی‌همتا می‌سازد، پدید می‌آید. شاید بتوان گفت که تشکل تصور خود ، مهمترین فراگرد در رشد شخصیت به شمار می‌رود.

اهمیت تجارب شخصی در رشد شخصیت

چرا کودکانی که در یک خانواده پرورش می‌یابند، حتی اگر تجربه‌های یکسانی هم داشته باشند، با یکدیگر متفاوت‌اند؟ نکته مهم این است که آنان تجربه‌های یکسانی نداشته ، بلکه در معرض تجربه‌های اجتماعی از برخی جهات مشابه و از برخی جهات نامشابه قرار گرفته‌اند. تجربه هرکس بی‌همتاست. بدین معنا که هیچ کس دیگر بطور کامل ، نظیر آن تجربه را ندارد. یادداشت دقیق تجربه‌های روزانه کودکان یک خانواده می‌تواند گوناگونی تجربه‌های آنان را به خوبی آشکار سازد. هر کودک اولاً ، وراثت زیستی بی‌همتایی دارد که کسی دیگر عینا نظیر آن را ندارد، ثانیاً ، از مجموعه بی‌همتای تجربه‌های زندگی برخوردار است که باز ، کسی دیگر ، عینا از آن برخوردار نیست.
 
دراین رابطه بخش های متفاوتی نیز وجود دارد که توجه شما را به عناوین هریک جلب مینمایم وچنانچه مایل به مطالعه ان می باشید به سایت شبکه رشد بخش روانشناسی مراجعه بفرمائید: دانشنامه:
 
شبکه رشد:
http://daneshnameh.roshd.ir
 
 
 
 

مباحث مرتبط با عنوان

دنباله واژه ها( بعلت مسافرت تابستانی من) در ماه آینده   ادامه خواهد داشت
 
بهار وتابستانی سرشار از شادمانی را برای یکایک شما دوستان آرزومندم
 
با امید شادی وموفقیت تمامی یاران آشیانه شعر وبا تقدیم احترام :
 
فــــرزانه شــــیدا
 
 

[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از Abi Aftabi طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!
>