تبليغاتX
http://www.pdphoto.org/jons/pictures3/rose_1_bg_030703.jpg در آغوش شعر(دمی باتووووو...اشعار ف.شیدا)
در آغوش شعر(دمی باتووووو...اشعار ف.شیدا)
آشیانه شعر(در آغوش شعر)
در آغوش شعر(دمی باتووووو...اشعار ف.شیدا)

شاعر و نو یسنده ، مقیم نروژ (متولد 1340، متاهل، دارای دو فرزند)
تحصیلات :دیپلمه ادبی، لیسانس دیزاینری و طراحی مد از نروژ . دکوراتور ویترین (بوتیک )نروژ
نمونه کتابهای مرا در سایت جاودانه ها میتوانید مطالعه بفرمائید :
http://iran.blogme.com/

قلم من زبان من است وشعر من ،گو یای اسرار درونی من!
امید است درآشیانه شعر عشق و محبت را احساس کنید!اما فراموش نکن که
(...باید دلی در سینه داشت تا زبان همه احساسها را درک نمود!)
من یه دریای لطیف..
تو ولی صخره’ یک ساحل سخت..
تو تن نرم مرا می شکنی ..
من به فرسایش تو مشغولم..
لیک با اینهمه جنجال و ستیز..
ما به هم محتاجیم! (ف.شیدا)

خانه | آرشيو | ايميل
نوشته هاي پيشين
لينکدوني
¤¤¤¤(( سایت رسمی استاد شهریار ))
انجمن ویژه نقد ادبی
مرجع عاشقانه های شعر معاصر
***شبرنگ/ آقای ایرج سالاروند
سایت شعر وادب /آقای دکتر رجائی
**شیهه ی آفاق- جلال اسفندیاری**
سرزمین لبخندها /حمید
صاحبدلان/ایستگاه شعر وادب واندیشه/دکترمجتبی کرباسچی
##ونوس
صاف وساده
روزگار تنهائی
فرشاد مغرورترین پسر دنیا
#صور
مسعودهوشمندی 64
دل و دشنه
نفس يک پسر تنها
سوته دلان/شب شعر
آرامسر/ا آقای اسد پورهاشمي
***نی نامه/ آقای اسد پورهاشمی
نقد و نظر در مورد شعر -اصلان قزللو- شاعر و نویسنده
مروا
عاشق _دف
باباجي جي
همسفر با موج
واران
ور/علی
سرود مهتاب
تا شقایق هست زندگی باید کرد
مروارید عرفان
شایا تجلی /ترانه سرا
باباعظیمی(ساحل آرامش)
دل نوشته ها/ شیدا
بهت دنیا/ بهروز
عاشقانه - تنها
آتنا/باتو
غزل/فریاد بیصدا
امین/ اینجا اسمان همیشه آبیست
هرچه میخواهد دل تنگت بگو/کیا
شیطان بزرگ
سایت موزیک/دانلود ترانه های قدیمیو جدید
دفتر عشق
شهباز
¤¤سایت عباس معروفی
سعید رضا خساره /ترانه سرا
بغض مهتاب
رویای تو /ابولفضل پور جواد
خداوند کجا نيست؟
تنهاترینم
یاسهای عاشق/آقای سید محمدشریعت زاده
سایت موزیک
سایت موزیکjame_jam.ir
مخروبه
سایت موزیک/دانلود ترانه های جدید
مانی ها/ سایت شعر شاعران
من پر از حرفهای نگفته /عکس/متن/وحید تنها
عکسها واس ام ای های عشقولانه/یه سایت تکمیل ومتنوع
خط خطیهای ما/ آقای سعید
*بی پروا 1-بی کلام
*بی پروا 2/بی قلم/ادب وهنر/پرهیب
*شبشمار
عشقی به گرمی تابستان
پیر میخانه
لبخند تلخ
عمو مهدی
๑۩๑ مربع مستطیل عشق ๑۩๑
خیلی دور خیلی نزدیک
راه زندگی/سروش
تنهائی وسوز عشق
جزیره
اجتماعی /سیاسی/ آقای جواد سروری
(SMS بانک اس ام اس کرج SMS )امین
صد ای پای نسیم/شیدا
کاش بشود پشت این ثانیه ها اردو زد/هومن
**یک قلب پاک/ رضا
روزگار تنهائی/کوه غم/هستی
هر چه مرا به یاد تو بیاورد زیباست -سمانه
رویای زندگی
افشین ( آسمان آبی )
خانه سیاه
غربت منو تو
***صدای نور/سایتی از سوئدبا امکان شنیدن داستانهای کوتاه معاصرین /شاعران ومطالب متنوع
فناوری روز.../ناصر نوری
زلال كه باشي آسمان در تو پيداست (فرزانه)
پرواز ی بی انتها
آرفو (عارف)
واژه /شهاب
بهترین دوست/افشین (آبی آسمان)
*****ادبستان /سایت شعر وادبیات ایران
دنیای گرافیک
چشم تو/ عرفان
سطر هشتم/ فرهاد کریمی
مهدی اسدی/ /geographicalresearch/تحقیقات جغرافیائی
*###*اندوهی از روی متانت/آقای ایمان رضائی /شاعر
ندای منادی/ایلا
ساحر علی -سلوک بی سامان(سلوکیه)
¤بغض خاموش
¤¤شیدا - قطعات ادبی - دلنوشته های شیدا
کوچه های تنهایی / غم هم اگر ترکم کند تنهای تنها می شوم
گوهر وجود/ در حضور..../ آیکا
پژواک خاموش/سید احمد رضا احمدپور
بهشت آرام / مینورام
علیرضا اسلانی کتولی-مطالب خواندنی وبا ارزش
حرف دل/ ایمان
گناه من چیست که ترا دوست دارم /ساناز
****والس /کتاب و اشعار
رویای خیس /خلوت شیدا
از سکوت تا ترانه /قاصدک
#*چای دم کرده - ادبی-شعر وهنر وادبيات
#*بيرون از خود-شعر- ادبیات -زندگينامه شعرا ونويسندان-وووو
#*شعر و ادبيات -هنری-فرهنگی - اجتماعي
#*djmsm (همراه با مطالب متنوع ادبی وشعر وادبيات)
بهترین آموزشی /مصطفی احمدی
گوهر شب چراغ / م.عروج
فراست/ حسین فراست خبرنگار وحقوق دان موفق ایران
اشعار سید محمد رضا هاشمی زاده
****سپیده خواهر زاده هنرمند وشاعره نازنین من*****
*****نامم صداست سپید می گویم*محسن*
تسلیم الهه عشق /رفیق
زادمهرمهرآفرین ( حسن توکلی رودسری )
فانوسبان/پرواز رسم ما بود... - سروش
به کدامین جرم حکم من این است؟!!!!!!!!!!! علی رجبی
د ید گاه مـــــــا -آقای ابوالفضل قربانیان (فلسفه)
****فراست= سایت اقای حسین فراست خواه /خبرنگار
مقالات سیاسی /اجتماعی /آقای هرمز ممیزی
نی نامه
افسون /شعر ودلنوشته
**آریا برزن -آقای بهزاد
شکلات -نويسنده: همسفر
گوناگون /الهه
اشک مهتاب -آقای جواد رحمتی ـشاعر
رودخونه/ اشعار اقای عاکف
اشک/ ساجده
زیر باران در پنا ه تاریکی/ آقای ‌‌داریوش حاجبی
آموزش ترفند های کامپیوتر / آقای محمد اكبرحلوايي
شعر و سکوت - آقای محمد
برای آزادی بنویسیم- ح.خاموش
شبستان سرخ/صفای اشک - وفای غم
آوین- ماييم و نواي بينوايي - نوا- شاعر
گلهای رنگارنگ /دست نوشته ها وترجمه اشعار از خانم شیرین
دهکده احساس/آقای دانیال رحمانیان
سایت آریانا عرشی
نوشته های من تو علیرضا
شعر سپید & ترانه وآئینی /آقای بهروز
شمع شبستان /آقای سعيد مطوري
تو یه تنها نمیمونی.من تنها رو دعا کن -آقای امیر
اوقات من /بریر
سکوت من / آقای بهروز
*****بی نشانه -شمس الدین عراقی /شاعر
موفقیت / آقای سعید
اندیشه نو - دکتر کاوه سالارمند
وبلاگ شعر /م.آرمان /شاعر
اندیشه نفر سیزدهم13
صدائی /
زیر باران در پناه تاریکی
جانا تو قلب مائی /بهروز
همه اش عشق/ مریم ومیثم
پژواک خاموش- تکاپوی فکری س.الف.احمدپور
انجمن تخصصی شعر وداستان با هابیل -سید هابیل موسوی-شاعر
درود بر زندگي -حسن رشیدی
سورنا - نقد شعر خانم لیلا حکمت نیا
رمز گنج آوای خیال / آقای محمد جاوید_ شاعر
۩۞۩ بی پرده زنان و مردان را ببینید۩۞۩
یک دشت سادگی / آقای سعید
/ پائیز درکوچه باغهای تنهائی وشعرلیلوا /آقای حسن بابائی شاعر
فریاد خاموش /نازی
لب ِ دریائی ها / شاعر عبدالحسین فخرائی
صهبای شیدایی - مسعود ناظم رعایا
فریاد آزادی - ناصر فردین
جلوه شوق .گزیده دیوان غزلیات جلوه سایت دکتر فربود شکوهی
سایت دکتر فربود شکوهی /شاعر
شاعر گمنام- الف - ا ی و ا ن ک ی
باران نامه/ میلاد قزللو
وشتن واژ ه ها(رقص واژه ه ها) لیثی حبیبی / شاعر
اشعه ذهن -چگونه بر دیگران تاثیر بگذاریم؟ - hanibal -روانشناسی ارتباطات
گلهای خیالی (ادبیات و موسیقی )...
رندان 2/مسیح شوخ
## رویای زندگی## شاعر عماد
سوشلیغا / بانک مقالات ادبی
¤شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد -نوشته های بارانی - شعر
شیدا/مهرداد
موج مخالف
/ کامیار- روزنامه نگار آزاد
¤¤¤¤¤سایت دو زبانه‌ فارسی-آلمانی اثر¤¤¤¤¤
لينکهاي روزانه
جاودانه ها-سایت سخنان بزرگان به مدیریت آقای امیر همدانی
##هشتاد /ادبیات جوان ایران##
در کوچه باغ ترانه - ترانه های فرزانه شیدا(در دست تکمیل ...)
##زاویه ## نگاهی متفاوت( بهترین سایت ایرانی)
سایت جامع ادبی ایران -شعر واشعار شاعران ادب ایران
تازه های ادبی به مدیریت جناب آقای م.مجتبی
مجله ی موفقیت کتاب سخنان ماندگار ودیوان شعر از فرزانه شیدا
اثر -نشر نامه -به دوزبان فارسی واآلمانی
ادبستان, سایت شعر معاصر/ شاعران معاصر
شور شیدائی -اشعار فرزانه شیدا-Farzaneh Sheida
سید محمد آتشی - شاعر مترجم
سوشلیغا انجمن مجازی نقد/ ادبی
آمارانت- مجموعه اشعار وترجمه آقای سید محمد آتشی
خانه نقد -سایت جناب آقای اصلان قزللو- شاعر ونویسنده
۩۩ شعرنو ۩۩مجموعه اشعار شاعران معاصر
×××دفتر شیدا دلی -فرزانه شیدا
شاعرانه ها -نقد وبررسی اشعار وکتب عصر
ایرانفرست/امین
پرستوی عاشق/سعیدکریمی/مهندس سجاده محمدزاده/مهندس علی صادقی/فرزانه شیدا
×××دیوان شیدائی.فرزانه شیدا بلاگ اسکای
دیوان شعر فرزانه شیدا به کوشش شیوااااماهیچ
مااااهیچ ما نگاه/ شیواااماهیچ
×××عکسهای منتخب از اسکاندیناوی(فرزانه شیدا)
×××در آغوش تنهائی(لحظه های باتو بودن) /ف.شیدا
مهری بلوری( خبرنگار دیترویت مصاحبه فرزانه شیدا)
طبقه بندي موضوعي
پشتيباني
واژ ه ها (سخنانی از هزار سخن)جلد دوم -دنباله ی بخش پانزدهم(۱۵)
انتشار تازگی



از تفاوت واژه ها

وصدای انعکاس تفاوت ها

و سرگردانی تفسیر ومعنا

زمزمه ای کن


از کلیشه و انبوه گفتن ها

و از ترانه ای که رویداد پوچی هاست

و صدائی که فهم را گم می کند

بگریز و آرام فریاد کن


از پیری دنیا

وازنامحرمی که اندیشه را به حجله ی دروغ می برد

و شعری که نا مشروع متولد می شود

انتقاد کن


از آخرین جلد کتاب نگفتن ها

و سر گذشت منتشر نشده ی آدم ها

و آهنگ آمدن قدم هایی نا شناس

چیزی بگو


از سیاست واژه ها

و واژه های با سیاست

و نگاه منتظر انسان

الهام بگیر


از دفتر سفید خیال

و باور نادرست بشر

و فاصله ای که پل آرزو هاست

شعری بساز


از خلق دوباره ی انسان

و شروع دوباره ی تاریخ

و جاودانه شدن عشق

شعری منتشر کن...
 
 
سروده آقای ناصر فرزین
 
 
از سایت شعر نو:
 
 
 

 
 واژ ه ها
 
 
 (سخنانی از هزار سخن)
 
 
جلد دوم
 
 
دنباله ی  بخش پانزدهم(۱۵)
 
 
 
دنباله بحث پیرامون : تهاجم فرهنگی
 
از طریق واژ ه ها :
 
 
هنگامى كه اين تهاجم مهار شده باشد يعنى
 
 راه گزينش معادل هاى فارسى
 
 براى اين واژه هاى غربى را يافته باشيم،
 
 بيشتر آنها را به فارسى درآورده باشيم
 
 و به كار ببريم،
 
آنگاه به لايه عميق ترى از تأثير فرهنگى واژه گزينى
 
 برمى خوريم.
 
 در اين لايه ارتباط زبان و تفكر تعيين كننده است.
 
تفكر مبتنى بر فرهنگ غرب، زبان علم جديد را آفريده است»
 
 و در ادامه مى افزايد: 
 
«واژه گزينى هم چيزى نيست به جز پذيرش مفاهيمى
 
 كه غرب آفريده است
 
و يافتن الفاظ فارسى معادل واژه هاى بيگانه غربى كه
 
بايد بر اين مفاهيم اطلاق شود.»
 
(منصورى، ۱۳۷۸: ۱۴-۵۱۳)

برخى معتقداند كه زبان فارسى كنونى ما نشان مى دهد كه
 
غربال برخى مفاهيم ما در مقايسه با زبان كشورهاى غربى
 
 بسيار درشت مقياس است و در مواردى
 
 كه ريز مقياس است، متفاوت از مقوله بندى
 
 جوامع ديگر است.
 
 در واقع هر عالمى غربال زبانى خود را دارد.
 
 همراه واژه گزينى مفاهيم جديدى به فرهنگ خود
 
وارد مى كنيم
 
و واژه هايى را كه فرهنگستان هاى زبان ساخته اند
 
 نشان دهنده اين امر است كه
 
در اين فرايند ذهن واژه سازان و در نتيجه
 
مردم ظريف تر شده است و سوراخ هاى غربال مدل ساز و
 
 مقوله بند طبيعت ريزتر. به اين ترتيب واژه سازى را
 
همراه با نوعى تظريف فرهنگى مى داند.
 

۲- پذيرش فرهنگى

پس از آنكه نوواژه اى خلق مى شود، بدون استثنا
 
 به وسيله عموم و نيز توسط زبان شناسان
 
 مورد بررسى قرار مى گيرد
 
 تا مناسب بودن آن براى آن زبان مشخص شود.
 
 بسيارى از آنها به سرعت پذيرفته مى شوند
 
 و با گروهى نيز مخالفت مى شود.
 
گاه متخصصان زبان به اين دليل كه پيش از اين
 
 اصطلاح مناسبى براى آن چيز در آن زبان
 
 وجود داشته است
 
، به ساخت يك نوواژه اعتراض مى كنند.
 
 برخى نوواژه ها بخصوص آنهايى كه با موضوعات
 
 حساسى مواجهند،
 
 بيشتر به اين دليل كه موضوع بحث را نامفهوم مى كنند
 
 و اين كه چنين نوآورى واژگانى اى بيشتر بحث را از
 
 موضوع اصلى دور مى كند و به انحراف
 
 از معناى خود نوواژه منتهى مى شود،
 
 مورد اعتراض واقع مى شوند.
 
 مبلغان يك نوواژه آن را مفيد مى يابند و مساعدتى
 
براى رشد و تغيير زبان مى دانند،
 
 به عبارت ديگر آنها بيشتر اين واژه ها
 
 را روشى جالب و خلاق براى بازى با زبان تلقى مى نمايند.
 
همچنين دقت معناييِ بيشتر نوواژه ها
 
 بيش از آنچه نحو صريح به حساب مى آيد،
 
 بيشتر موجب مى شود افرادى كه گويشور بومى
 
 آن زبان نيستند، آنها را آسانتر درك كنند.
 
حاصل اين مباحث، بر اين كه آيا يك نوواژه به عنوان بخشى
 
 از يك زبان پذيرفته شده است يا خير، تأثير زيادى دارد.
 
 گاه ممكن است زبان شناسان در پذيرش يك واژه درنگ كنند.
 
 براى نمونه با اجتناب از قرار دادن آن نوواژه در فرهنگ ها،
 
 و اين امر پاره اى اوقات مى تواند سبب مرگ آن نوواژه به
 
 مرور زمان شود. با اين حال هرگاه عموم به كاربرد آن
 
 اصطلاح ادامه دهند،
 
آن واژه باوجود اعتراض متخصصان
 
 از كسوت نوواژه بودن، خارج و وارد آن زبان مى شود.
 

گونه هاى نوواژه

۱- نو پذيرفته به طور كامل تازه، پيشنهادى، يا مورد استفاده
 
 خرده فرهنگى كم جمعيت.

۲- پذيرفتنى، داراى حضورى معنادار و اما هنوز پذيرش عموم
 
 را به دست نياورده است، مانند تلفن همراه .

۳- پذيرفته، داراى پذيرش چشمگير و با دوام. مانند:
 
 گاف دادن، سه كردن.

انواع نوواژه ها
 

دايرة المعارف ويكى پديا طبقه بندى اى از نوواژه ها
 
 به دست مى دهد
 
با اين شرح؛

۱- علمى: واژه ها و گروه هايى كه براى توصيف
 
اكتشافات علمى
 
 تازه خلق شده اند، مانند كوآرك[۲](در فيزيك)
 

۲- فنى: واژه ها يا گروه هايى كه براى توصيف
 
 اختراعات خلق شده اند نظير ليزر، چاى ساز
 

۳- سياسى: واژه ها يا گروههايى كه براى
 
ايجاد تأثيرى سياسى يا بلاغى و گاه
 
با توجه به فرضيه ساپيروورف ساخته شده اند،
 
مانند جهانى شدن، گفت وگوى تمدن ها.
 

۴- فرهنگ عمومى: واژه ها و گروههايى
 
 كه از محتواى رسانه هاى عمومى
 
شكل گرفته اند يا براى توصيف پديده هاى
 
 فرهنگ عمومى به كار روند
 
 (اين امر مى تواند زير مجموعه زبان عمومى
 
 محسوب شود. مانند: Carb در زبان انگليسى)
 

۵- وارداتى: واژه ها و گروه هايى كه از زبان هاى ديگر
 
 نشأت گرفته اند
 
و عموماً براى بيان عقيده اى به كار مى روند
 
 كه هيچ معادلى در زبان بومى نداشته است.
 
 مانند نايلون
 

۶- علائم تجارى: بيشتر به صورت نوواژه هستند
 
و اين امر براى اطمينان
 
 از آن است كه از نامهاى تجارى ديگر متمايزند.
 
 هرگاه حمايت حقوقى از علائم تجارى برداشته شود،
 
 آن نوواژه ممكن است به عنوان يك علامت تجارى
 
 تعميم يافته وارد زبان شود، مانند تايد، پفك

۷- واژه هاى خود ساخته: واژه هايى كه فقط براى
 
 موقعيتى ويژه و براى تأثير ادبى خاصى ساخته شده
 
 و به كار رفته اند.

۸- روانشناختى: واژه هاى بى معنايى كه به وسيله بيماران
 
 شيزوفرنيك و به طور ناخواسته ساخته شده اند.
 
 
 
نویسنده واژه ها: فرزانه شیدا:
 
در خاتمه  بخش پانزدهم 
 
 اکتفا میکنم  به این که  واژه یا  نواژه ها 
 
در ترکیب شکل وماهیت خود
 
تنها زمانی موافق با درون و فکر وروح وذهن انسانی
 
خواهد بود که پذیرش آدمی نیز را به همراه داشته باشد
 
برای مثال ما هرگز واژه هائی را که دوست نداریم
 
 در ترکیب کلمات خود استفاد نمیکنیم
 
منظور نام اشیاء نیست اما گاه حتی برای اشیا بطور شخصی
 
 ممکن است نام دیگری برگزینیم که بیشتر
 
 به مزاق ما خوش می آید یا گفتن آن راحت تر است
 
ودر نهایت آنکه واژه هیچ معنائی نخواهد داشت
 
 اگر طبع آدمی قادر به پذیرش ان نباشد 
 
و بسیار دیده ایم که شاعران ونویسندگان تلاش بر
 
 این دارندکه سازنده واژه هائی بکر وزیبا باشد
 
که گاه در جمله ای جان گرفته و
 
ورد زبان  عامه میشود
 
...دنباله بحث در بخش بعدی واژه ها...
 
جاری چون چشمه ساران باشید
 
 وسبز وپربار چون بهاران
 
 
 
 اگرچه در گوشه های تنهائی
 
واژ ه هایم را رنگ میزنم
 
اما برای تو قلبی سرخم
 
جامانده در کُنج عشق
 
ف.شیدا
 
23 فروردین 1387
 
2008
 
 
 
 
 
 
 
کتاب ارزنده  شاعر گرامی آقای ایمان رضائی 
 
 با نام:
 
 
 
    اخیرا چاپ ومنتشر گردیده است (ناشر:انتشارات)
 
 
 
 
لینک کتاب مذکور:
 

[ ]
+
واژ ه ها/ (سخنانی از هزار سخن)جلد دوم - بخش پانزدهم(۱۵)

 واژه ها 

 

واژه ها كجاييد ؟


بياييد و بر زبانم جاري شويد


لحظه اي را كه در ذهنم غوغا مي كنيد ، به ياد آوريد


دوست دارم جاده اي باشم كه به تو مي رسد


ولي افسوس كه يك جاده تكراري ام و شايد هم بي انتها .....!



نوشته شده توسط حمید از وبلاگ سرزمین لبخند ها

http://www.sarzaminelabkhandha.blogfa.com/

 

نقاشی گرافیتی(نقاشی واژه های شخصی بررروی دیوار*)

لینک با توضیحات بیشتر:

www.kolahstudio.com/Urban/Wgraffiti.htm

***
 
کاش عاشق بودم

کاش يک لحظه از تنهاييم را بر کسي تقسيم ميکردم

کاش يک روز خوشم را در کسي ضرب،

يا غمم را از نگاهي تفريق!

واژههايم کاش رنگ ديگري ميداشتند،

ليک صد افسوس:

«واژه ار رنگ کسي داشت ز خود بيگانه است»

واژه ام من، واژه اي آزاد!

عشق من همپايه ي مرگ است.

کاش مي مردم!

 نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۸۶ 
 
توسط:SAM :
 

****

هستی عشق:

   واژگان همه آمده بودند ، همگی آمده بودند که هستی گیرند ،

  همه می دانستند بدون معلم پیرشان بی معنایند ، بی وجودند

  و هستی شان در گرو جوهر جان این معلم پیر است .

  همگی برای هم رکابیش تقلا می کردند

  سطرها به ردیف ایستاده بودند و انتظار شنیدن صدای قلم ،

  این توانا پیامبر ، این والا وامدار میراث قرنها ،

  این بزرگ معلم را می کشیدند.

   و قلم ، این پیر ، این ساده فرهیخته برای گفتن آخرین سخنانش ،

  نه سخن نه ، آخرین شعرهایش

   یا شاید آخرین آیاتش آمده بود ، قرنها گفتن و نوشتن

  و از جوهره جان خود حقایق ها خلق کردن ،

  رمقی برایش باقی نگذارده بود و حال همه شور بود

  برای سرودن آخرین واژه هایش ، جسم نحیفش را که آخرین قطرات

  خونش به آن رمقی داده بود با خود می کشید .

  واژگان همه به هلهله برخاستند و از دیدن این معلم پیر به سما آمدند ،

  همه برای بودن آمده بودند ، همه آمده بودند تا با آخرین جوهره جان قلم

   معنا یابند ،همه آمده بودند که هستی گیرند ،

  همه آمده بودند بدون آنکه بدانند هستی شان و بودنشان

   معنای نبود و نیستی معلمشان است .

  اما قلم این آموزگار بزرگ تاریخ برای نگارگری آخرش آمده بود ،

   قلم روبروی سطرها و واژگان ایستاد و با آخرین جرعه جانش

  بر سطرها نگاشت : دوستی ، عشق ، آزادی ، ....

  و چون درونش تهی شد از هر چه تعلقات و چون از تمام هستی اش

   گذشت برای آموختن ، ساختن و ....دیگر برای بودن در دنیا بزرگ

  بود و رفت به سادگی آمدنش .

  سالهاست که قلم ها می میرند و واژگان معنا می یابند

  و هنوز دوستی ، عشق و آزادی واژه هایی تازه و بدیع اند .

  تقدیم به کسی که در زمینه کاری برایم راهگشا بودند

  و همیشه به یاد مهربانیهایشان هستم هرچقدر هم دور باشند .

  از وبلاگ برتر از پرواز - شیدا:

http://www.tagolhech.blogfa.com   /

 
 واژ ه ها
 
 
 (سخنانی از هزار سخن)
 
 
جلد دوم
 
 بخش پانزدهم(۱۵)
 
 
واما  واژه چیست؟؟
 
فرهنگ در ظرف واژه سازى
 
          ارائه شده به بانک توسط: سحر ميرشاهي
 
 الهه اروميه

بنابه تعريف دايرة المعارف ويكى پيديا (۲۰۰۴)
 
 
«نوواژه، واژه اى است كه بتازگى ابداع شده است
 
 
 يا مى توان آن را عمل ساخت يك واژه يا گروه دانست.
 
«همچنين نوواژگى مى تواند مستلزم كاربرد واژه هاى قديمى در معناي
 
ى تازه باشد مانند اين كه به واژه ها يا گروه هاى موجود معنايى
 
 تازه ببخشيم. نوواژه ها در شناسايى اختراعات ، پديده اى نو
 
 يا ايده هاى قديمى كه در بافت فرهنگى تازه اى به كار رفته اند،
 
نيز مى توانند مفيد باشند. »فرهنگ راتلج (۳۲۴:1996)
 
 نوواژه را عبارت (واژه يا گروه) زبانى اى مى داند
 
كه بتازگى ساخته شده  است و بيشتر مردم يك جامعه آن را
 
عبارتى تازه مى دانند كه براى اشاره به شيئى جديد
 
 يا موضوعى تازه در فناورى، صنعت، سياست،
 
 فرهنگ يا علم به كار مى رود و بين ساخت يك عبارت تازه
 
براساس تك واژه   ها ی قابل دسترس و قواعد ساخت واژه،
 
انتقال معنايى و قرض گيرى از زبان هاى ديگر
 
 تمايز قائل مى شود
 
 و معتقد است كه اين ۳ منبع را نمى توان به طور كامل از
 
هم جدا كرد و چهارمين مورد نوواژه را ساخت استعارى
 
يك عبارت معرفى مى كند.
 
اما كابره نيز به نقل از رى نوواژگى را اينگونه
 
 تعريف مى كند:

«واژه گزينى به عنوان يك فرايند، مفهومى واضح و مسلم است
 
هرچند پيچيده و براى توصيف دشوار است، برعكس نوواژه
 
 به عنوان محصول اين فرايند بسيار مبهم است.
 
نوواژه بيشتر نامى بحث برانگيز است كه به يك عنصر
 
 واژگانى در مقابل مفهومى واضح داده مى شود.
 
 من آن را مفهوم گونه مى نامم زيرا حاصل عقيده اى
 
 نسبى و حتى ذهنى است كه به تعريف آن مربوط مى شو
 
د و اين تعريف براساس تازگى عينى آن نيست،
 
 بلكه بر اساس احساس نوظهور بودن آن است.»
 
 (رى، ۱۹۸۸)

همان طور كه اظهارات رى به وضوح نشان مى دهند،
 
 واژه گزينى مفهومى به طوركامل محدود شده است.
 
 با اين حال توصيف يك قطعه خاص به عنوان نوساخته
 
 آسان نيست، مگر آن كه به برخى نكات كه از نظر
 
 ماهيتى دلبخواهى هستند، توجه كنيم. سپس كابره
 
 راهكارهايى براى تشخيص يك واحد به عنوان نوواژه ارائه مى دهد.

راه هاى تشخيص يك نوواژه

چند راهكار ممكن براى تعيين اين كه يك واحد، نوواژه اى را مى سازد
 
 يا خير، وجود دارد:
الف) در زمانى: يك واحد در صورتى نوواژه است كه بتازگى پيدا شده باشد.
 
 مانند دورنگار
ب) فرهنگ نگارى: يك واحد در صورتى نوواژه است كه در فرهنگ هاى
 
 لغات موجود نباشد. در اينجا اشاره به اين نكته لازم است كه
 
هرچند مصوبات فرهنگستان زبان و ادب فارسى در كتابى جمع آورى
 
 شده به نام «فرهنگ واژه هاى مصوب فرهنگستان»،
 
 اين واژه ها فقط جنبه پيشنهادى دارند و در فرهنگ هاى معتبر
 
 مانند «فرهنگ سخن» يافت نمى شوند.
 
 بنابراين مى توان آنها را نوواژه محسوب كرد.

ج) بى ثباتى نظام مند: يك واحد در صورتى نوواژه است كه داراى
 
 نشانه هاى بى ثباتى صورى
 
(مانند نشانه هاى ساختى، نوشتارى و آوايى) يا بى ثباتى معنايى باشد.

د) روانشناسى: يك واحد در صورتى نوواژه است كه گويشور،
 
آن را به عنوان واحدى تازه درك كند. مانند واژه  «تندپز» كه
 
 براى «ماكروويو» گزيده شده است.

اين معيارها كه متقابلاً جامع نيستند، نتايج يكسانى به دست نمى دهند
 
 و در بافت هاى يكسان به كار نمى روند. واژه گزينان به ظاهر
 
 مختصه فرهنگ نگارى را بعنوان نظام مندترين مختصه
 
 براى تعيين نوواژه بودن يا نبودن يك واحد واژگانى تأييد مى كنند.
 
با توجه به اين معيار يك اصطلاح در صورتى نوواژه است
 
كه در پيكره فرهنگ كه به عنوان پيكره مرجع برگزيده شده،
 
 وجود نداشته باشد. طبقه بندى نوواژه ها نمى تواند
 
 براساس يك معيار واحد باشد بلكه بايد چند بُعدى باشد.
 
 انواع مختلف نوواژه ها در زير برطبق آنكه بر چه
 
 اساسى هستند، مشخص شده اند. (كابره، ۲۰۵:۱۹۹۲)

از نظر تعلق آنها به زبان عام،
 
 بين دو گروه بزرگ نوواژه هاى واژگانى
 
، تمايز وجود دارد و داراى رفتار متفاوتى اند:
 
۱- نوواژه هايى كه در زبان عام به كار مى روند
 
(نوواژه هاى واقعى)
 

۲- آنهايى كه در زبان هاى تخصصى به كار مى روند
 
 (نوواژه گونه).

اين نوواژه ها داراى ويژگى هاى متفاوتى اند:

الف) در ساخت آنها ب) در كاركرد اوليه آنها ج) در
 
 ارتباط آنها با مترادف هايشان

د) در منابعى كه براى ساخت واژه ها مطلوبند. هـ)
 
در تداوم آنها در زبان و)
 
در روشى كه آنها در آن نظام با هم وجود دارند. ز)
 
در روشى كه با نظامهاى ديگر ارتباط دارند.

نوواژه هاى واژگانى در زبان عام،
 
 در مقابل نوواژه گونه ها
 
 يا نوواژه هاى اصطلاحى، مى توانند با عوامل زير
 
 توصيف شوند:
 

۱- به طور معمول خودجوش هستند به عبارت ديگر
 
 بى هيچ دليل روشنى پديد مى آيند و به ظاهر سطحى و
 
 گذرا هستند اما نوواژه گونه ها به دليل نياز به يك نام
 
 به وجود مى آيند و بادوام ترند.
 
درباره نوواژه هاى زبان عام يا نوواژه هاى
 
 واقعى يا همان نوواژه هاى واژگانى مى توان به واژه هايى
 
 مانند تريپ داشتن به معناى دعوا داشتن و
 
 چاى شيرين به معناى كسى كه
 
 براى تملق خبرچينى مى كند،
 
 اشاره كرد كه در كتاب «فرهنگ لغات زبان مخفى»
 
 جمع آورى شده اند و داراى ويژگى سطحى و گذرا بودن،
 
 هستند.
 
 اما درباره نوواژه گونه ها شايد بتوان به واژه هاى
 
 پيشنهادى فرهنگستان زبان اشاره كرد كه
 
 در واقع براى نامگذارى پديده ها
 
 و مفاهيم نو در زمينه هاى مختلف، وضع شده اند
 
 و بسيارى از آنها نيز در علوم مختلف رواج يافته اند.
 
البته از آنجايى كه اين مفاهيم در جامعه ما پديد نيامده اند
 
و اين واژه ها جنبه پيشنهادى دارند، آنها را نوواژه
 
 در نظر گرفته ايم.

۲- نوواژه هاى واژگانى تحت تأثير مترادف ها
 
قرار ندارند
 
اما به طورمعمول با مترادف ها با هم وجود دارند
 
 و به عنوان ويژگى تقابلى نياز به ارزش سبكى
 
 خاصى دارند ،اما نوواژه گونه ها
 
 مترادف نمى پذيرند زيرا اين امر
 
 مى تواند بازده ارتباطى را مختل كند.
 
درباره بخش اول اين عامل نيز مى توان
 
 به واژه هاى جمع آورى شده در كتاب فرهنگ لغات
 
زبان مخفى اشاره كرد كه در انتهاى كتاب حوزه مترادفها
 
مشخص شده و براى يك واژه گاه
 
 تا ۲۸ مترادف عنوان شده است.

۳- اين نوواژه ها به ايجاز صورى گرايش دارند
 
 اما بسيارى از نوواژه گونه ها گروه هستند.

۴- بيشتر به صورت هاى قديمى و گويشى زبان
 
و واژه هاى قرضى متوسل مى شوند
 
 تا به واژه هاى مركبى كه بر اساس زبان هاى
 
 نئوكلاسيك اند. اگر بخواهيم از اين عامل در زبان فارسى
 
 نمونه اى بياوريم،
 
 مى توانيم به قرار دادن واژه گرمخانه
 
 در مقابل واژه «سونا» اشاره كنيم كه واژه گرمخانه
 
 در معناى قديمى خود در فرهنگ دهخدا به عنوان محلى
 
 در حمام هاى قديمى آمده است.

۵- نوواژه گونه ها براى آن كه بين المللى شوند،
 
 ساخته شده اند،
 
اما فراتر از زبانى كه در آن ايجاد شده اند،
 
گسترش نمى يابند.

البته اين اصل درباره واژه هايى از زبان تخصصى
 
 است كه به وسيله صاحبان يك پديده يا مفهوم
 
 تازه ساخته شده اند.
 
هر چند قسمت نخست آن درباره نوواژه هاى واژگانى
 
 صادق است
.
برخلاف نوواژه هاى واژگانى، نوواژه گونه ها نمى توانند
 
 از ويژگى هايى كه از اين اصطلاحات انتظار مى رود،
 
 جدا شوند
 
 يعنى از نبود ابهام، ارجاع واحد، تعلق به يك رشته خاص
 
، ثبات، سازگارى با الگوهاى ساخت اصطلاحى
 
 موجود باوجود
 
 اين تفاوت ها و اين كه راندو مى گويد كه تفاوت
 
 بين اين ۲ نوع نوواژه روشن است،
 
جدا كردن اين ۲ نوع از هم دشوار است.

نوواژه ها براى نقش شان مى توانند به انواع ارجاعى
 
 يا بيانى طبقه بندى شوند.
 
 نوواژه هاى ارجاعى ايجاد مى شوند،
 
 زيرا مورد نيازند به عبارت ديگر
 
 در يك رشته خاص خلأيى وجود دارد كه بايد پر شود.
 
 نوواژه هاى بيانى فقط به اين علت به وجود مى آيند
 
 كه صورت هاى بيانى تازه اى را در گفتمان ايجاد نمايند.
 
 (كابره، ۱۹۹۲:  ۲۰۶).

 


اسباب و علل ظهور نو واژگى
 
 

۱- تحول و تظريف فرهنگى
 

نوواژه ها به ظاهر در فرهنگ هايى كه به سرعت در حال
 
تغييرند و نيز در موقعيت هايى كه انتشار اطلاعات در آن
 
 سريع صورت مى گيرد،
 
رخ مى دهند. نوواژه ها بيشتر با تركيب واژه هاى موجود
 
 يا با دادن پيشوندها و پسوندهاى منحصر به فرد و نو،
 
 به واژه ها خلق مى شوند و آنهايى كه واژه هاى
 
 دو رگه هستند بيشتر كوتاه شده به كار مى روند.
 
 نوواژه ها را از طريق اختصار سازى يا سرواژه سازى
 
و با هم قافيه ساختن تعمدى با واژه هاى موجود يا تنها
 
از طريق بازى با آواها مى توان ساخت.

نوواژه ها بيشتر به وسيله رسانه هاى گروهى،
 
 اينترنت يا دهان به دهان بخصوص از طريق جوانان
 
 به عموم جامعه معرفى مى شوند.
 
 هر واژ ه اى در يك زبان، زمانى نوواژه بوده است
 
 هرچند با گذشت زمان
 
 و پذيرش مردم ديگر نوواژه محسوب نمى شود.
 
 نوواژه ها بيشتر به عنوان بخشى از زبان
 
پذيرفته مى شوند
 
 اما گاهى نيز كاربرد رايج خود را از دست مى دهند
 
 و اين امر كه يك نوواژه بخشى از زبان شود يا خير،
 
 به عوامل متعددى بستگى دارد
 
كه شايد مهم ترين آنها پذيرش همه مردم باشد.
 
 البته پذيرش متخصصان و به كار رفتن
 
 در فرهنگ هاى لغت
 
بر اين اساس كه آيا پديده مورد توصيف نوواژه،
 
 رواج مى يابد تا به توصيف نياز داشته باشد يا خير،
 
نيز در اين امر نقش دارد. اما رواج يك واژه اگر
 
 به طريقى مشخص به واژه يا واژه هاى
 
 ديگر شبيه نباشد، امرى غيرمعمول است
 
(هرچند در پاره اى موارد واژه هاى عجيب و نو
 
 موفق مى شوند،
 
 زيرا پشت آنها ايده اى به يادماندنى يا هيجان انگيز
 
 قرار دارد)
 
هنگامى كه يك واژه يا گروه، تازگى خود را
 
از دست مى دهد،
 
ديگر نوواژه محسوب نمى شود هر چند كه ممكن است
 
 چند دهه به طول انجامد تا واژه اى، قديمى شود.
 
عقايد متفاوتى درباره اين كه يك واژه بايد چه مدت عمر كند
 
 تا ديگر نوواژه به حساب نيايد، وجود دارد
 
كه پذيرش فرهنگى در اين مورد بيشتر از
 
 گذشت زمان حائز اهميت است.
 
 رضا منصورى (۱۳۷۸) نيز واژه گزينى
 
را استاندارد كردن واژگان علمى مى داند و مى گويد:
 
«به طور معمول ورود واژه هايى بيگانه
 
 به زبان فارسى نمودى از تهاجم فرهنگى
 
عنوان مى شود.
 
دنباله در بخش بعدی

[ ]
+
واژه ها بخش 14- و با توجه به ایام عید نوروز و آغاز سال ۱۳۸۷

واژ هایم  در دم فصل بهار

رنگ میگیرد بیادت سبز سبز

بر سر شاخ محبت ، عشق من

باز دارد صد شکوفه رنگ رنگ

در دلم اوج بهارانی زعشق

دردرون همواره یادت با وجود...

من ترا در سبزی زیبای فصل

در همان آبی  شفاف سما

در تمام لحظه های عاشقی

در پروبالی که زد دل  در وفا

با تمام  قلب خود عاشق شدم!

واژه  تکرار من نام تو شد

همچو ماهی مانده در دریای عشق

اشک چشمم غرق دریای تو شد

اینک ای زیباترین شور بهار

سال نو با نامت آغازی گرفت

قلب عاشق باز پروازی گرفت

همچنان در راه تو چشم انتظار

هر طپش در سینه آوازی گرفت

تا کجا بینم ترا بار دگر

در میان حلقه های سبز عشق

در میان شاخساران بهار

در میان باغ رویائی زعشق

همچنان چشمم ترا جوید ترا

ای تو تنها واژه ی تکرار عشق

ای تو تنها واژه ی تکرار عشق

 

سروده ی فرزانه شیدا

۱/۱/۱۳۸۷

اولین شعر من در همین لحظه از ساعات شب

یک وده دقیقه بامداد 

 امسال /در تهران پس از ۲۱ سال دوری از سفره هفت سین مادر

 
 واژ ه ها
 
 
 (سخنانی از هزار سخن)
 
 
جلد دوم
 
 بخش چهاردهم(۱۴)

 

کتابی دوزبانه  به قلم زهره زاهدی

 

 

لوئیز ردن زنی بود با لباسی کهنه ومندرس ونگاهی مغموم

که وارد مغازه خواربار فروشی شد وخواهش کرد

 بعلت آنه شوهر او بیمار است وقادر به کار کردن تیست

فرزند وا گرسنه مانده اند صاحب مغازه کمی خواروبار باو بدهد

جان لانگ هاوس ، صاحب مغازه با بی اعتنائی محل او نگذاشت وخواشت

که او را از مغازه به بیرون بیاندازد

 زن نیازمند درحالی که اصرار میکرد کفت :

آقا ترا بخدا ، به محض اینکه بتوانم پول شمارا پس خواهم داد

اما جان گفت که نسیه نمیدهد.

مشتری دیگری که کنار او ایستاده بود

گفتگوی آنان را شنیده بود به صاحب مغازه گفت:

ببینید خانم چه میخواهند وخرید این خانم بامن!

خواربار فروش با اکراه گفت لازم نیست خودم میدهم لیست خواروبارت کو؟؟

 لوئیز گفت اینجاست.

جان گفت لیست خود را بروی وزنه بگذار

 هرچه وزن آن شد به همان اندازه  جنس بردار.

لوئیز با خجالت مکث کرد تکه کاغی را

از کیف خود در آورده بروی ن چیزی نوشت

 وبروی کفه ترازوگذاشت.

همه با تعجب دیدند که کفه ترازو پائین رفت

خوار بارفروش باورش نشد

شروع به گذاشتن جنس در کفه ترازو کرد

 هرچه جنس میکذاشت کفه پائین بربر نمیشد

آنقدر چیز گذاشت تا سرانجام کفه ها  برابر شدند.

در این وقت خواربار فروش با دلخوری وناراحتی وتعجب

کلغذ را از روی ترازو برداشت

تا ببیند لوئیز چه بر آن نوشته است

کاغد لیست خرید نبود دعای زن بود

که برای خداوند نوشته بود:

ای خدای عزیزم

 تو از نیاز من باخبری

خودت نیازم را بر آورده کن.

 

مغازه دار با تعجب وبهت اجناس را به لوئیز دادو

همان جا ساکت ومتحیرخشکش زد.

لوئیز خداحافظی کرد ورفت

مشتری یک اسکناس پنجاه دلاری به مغازه دار داد و

گفت تا اخرین پنی آن می ارزد.

فقط اوست که مداند وزن دعای پاک وصادق چقدر است.

دعا بهترین هدیه رایگانی ست

که میتوان به هر کس داد وپاداش بسیار برد!!!

 

پنج رمز خوشبختی را بخاطر بسپارید:

- قلبتان را از نفرت پاک کنید

-ذهنتان را از نگرانی دور کنید

- ساده زندگی کنید

- بیشتر بدهید

- کمتر توقع  داشته باشید

 

 هیچکس نمیتواند به عقب برگردد واز نو شروع کند

اما همه میتوانند از همین حالا شروع کنند

 وپایان تازه ای بسازند!

 

خدا روز رنج بدون خنده بدون اندوه وافتاب بدون باران

 نداده ست

اما توان پایداری در آن روزها ووعده ی تسلی

پس از اشک وچراغ راه را داده است.

 

مشکلات مانند دست انداز های جاده اند

کمی از سرعت  شما کم میکنند

اما از جاده ی صاف لذت خواهید برد.

زیاد روی دست انداز ها توقف نکنید

و به حرکت خود ادامه دهید.

 

وقتی ناراحتید از اینکه به چیزی که میخواستید نرسیدید

مجکم بنشینید و خوشحال باشید

زیرا خداوند در فکر چیزی بهتر برای شماست.

 

وقتی اتفاقی برای شما می افتد

چه خوب وچه بد

به معنایش فکر کنید

در پشت هر یک از اتفاقات زندگی

منظوری نهفته است که به شما

 یاد میدهد چطور بیشتر بخندید وسخت گریه نکنید.

 

شما نمیتوانید کسی را وادار کنید دوستتان بدارد 

اما میتوانید به کسی تبدیل شوید که دوستش میدارند.

 

بهتر است غرورتان را برای کسی که دوست دارید

از دست بدهید تا  اینکه

" او " را

برای غرورتان از دست بدهید.

 

ما زمان زیادی صرف میکنیم تا کسی را برای

دوست داشتن پیدا کنیم

یا خطای کسانی را که دوست  داریم بگیریم

اما چه خوب میشد اگر این زمان را برای محبت کردن

صرف میکردیم.

 

هرگز یک دوست قدیمی را ترک نکنید

جانشینی برای او پیدا نخواهید کرد

دوستی چون شراب است هرچه کهنه تر بهتر.

 

لبخند خداوند گرد آوری زهره زاهدی

 تهران - جیجون

 متن فارسی - انگلیسی

انتشارات جیحون

تاریخ چاپ۱۳۸۶انتشار چهارم

 

بر واژه هائی تکیه کن که در آن محبت، عشق، دوست داشتن ،یاری

همدلی وهمراهی را یافته همواره  دوستان بسیار داشته باشی

آنکه از تو می گریزد بی شک از خوی واخلاق تو در گریز است

هرگز یک انسان مهربان خوش خو ودوست داشتنی تنها نمی ماند

ف.شیدا

با آرزوی بهترین آرزوها برای یکایک شما عزیزانم

گه در طی سالها همگام وهمدل با آشیانه های شعر من بودید

 

سال نو مبارک وخجسته باد در پناه یگانه ی هستی

که امیدی را ناامید نمی سازد

شادمانه موفق باشید


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از Abi Aftabi طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!
>