



شاعر، نه شعر -1
به قلم: دکتر بیژن باران
در بررسی ادبیات، هنر، فرهنگ، تاریخ، انسان شناسی،
فلسفه،3 پرسش است که در قرن 21م نیاز به پاسخ دارند.
چرا در شرایط مشترک در برهه ای از تاریخ، انسانها
عمدتا 2 گونه اند: عینی گرایان و ذهنی گرایان؟
چرا در یک خانواده 2 گونه طرز فکر در اعضای
آن پدید میآید: منصف و خودخواه؟ چرا در نیمه زندگی،
یک فرد از یک طریقت به طریقت مقابل روی می گرداند:
از چپ به راست یا برعکس؟
البته برای این 6 مقوله نامهای متعدد وجود دارند.
مقدمه. در گذار تاریخ، انسانها یا با تولید مثل یا با آفرینش
متن از خود یادگار بجای گذاشته اند. در اینجا متن هر
محصول ماندگار ساخته شده توسط انسان است:
شئی، نوشتار، نقاشی، موسیقی.
در این جستار، فقط ادبیات و مشخصا شعریات
(شاعر/شعر) مورد کنکاش قرار می گیرد.
لذا میدان بررسی شامل شعر بمثابه محصول و شاعر
بعنوان آفریننده این محصول می باشد.
از اینرو از عنوان این مقاله برمی آید که تمرکز این نوشتار
بر خود شاعر است نه متن شعری او. لذا برای پاسخ به
3 پرسش فوق، باید نورافکن را از متن برداشته بروی
آفریننده متن انداخت.
آفریینده متن را میتوان از نظر عصبی، روحی، شخصیتی
بررسی کرد.
در مطالعه تاریخ طبیعی، جامعه، ادبیات، علوم، الهیات،
فلسفه، ادیان، هنر، فرهنگ یا هر مقوله دیگر مربوط
به انسان، کثرت فکری/ نظرات در مورد هر موضوع
مشخصی، دیده میشود.
تا پایان قرن 20م پژوهشگران این کثرت فکری را طبیعی
دانسته؛ متون انبوهی در ابراز نظرات، آزمونها، استقرائات،
استنتاجات خود پدید آوردند.
در قرن 21م باید تاکید را از متن برداشته؛ بر خود متن
آفرین تکیه کرد. دانشمندان قرون گذشته با محدویتهای
مغزی (عصبی، روحی، شخصیتی) خود از زوایای
گوناگون به بررسی متون پرداخته اند.
آنها بخاطر، نبود علوم دقیقه نوین به انحای گوناگون متن
را از نظر زبانی، نشانه شناسی، روان شناسی،
تاریخی گری، تبارشناسی بررسی کرده اند.
ولی در نبود دستگاههای اندازه گیری فعالیتهای مغزی؛
آنها به گمانه زنی، مکاشفه، اشراق در ایجاد متون برای
پاسخ به پرسشهای خود پرداختند.
این موجب تشتت نظریات و گمانهای ذهنی و فلسفه بافی
شده است.
پس در این مقاله از شاعر، نه شعر، گفتگو میشود.
در این مورد از علوم در باره انسان، آثار در باره شاعر و
حتی متن شعری او هم کمک گرفته میشود تا شاعر از
منظر شناخت شناسی / هستی شناسی تبیین گردد.
در این جستار کوشش میشود که رئوس مطالب را در
مورد شاعر طرح کرده؛ تا بتوان به 3 پرسش بالا پاسخ داد.
روشن است که می توان نتایج این جستار را به همه هنرها،
علوم، فرهنگ، سیاست تعمیم داد. حتی میتوان در
شناخت افراد در جامعه از این نتایج سود برد.
در نهایت تهیه جدولی پیشنهاد میشود که در بعد عمودی
شاخصه های عصبی، روحی، شخصیتی؛ در بعد افقی
نام شاعران بزرگ مانند رودکی، فردوسی، ..، حافظ، سعدی،
..، نیما، فروغ، شاملو،.. خواهد آمد. این جدول نشان میدهد
که سلامت، هوش و قریحه شاعر با خردگرایی،
آزادگی و پیشرو بودن او رابطه مسقیم دارد.
یعنی روحیات و شخصیت شاعر در محتوای شعری،
جهت گیری اجتماعی، شهرت او تاثیر دارند.
هرچه شاعر سلامتتر،باهوشتر و قریحه دارتر باشد؛
آزاده تر، انسانتر، پیشروتر، خردگراتر میشود.
از قرن 20م رمزگشایی اطلاعات ذخیره در ژنهای موجودات
زنده آغاز شد؛ تا به قرن 21م که با دستگاههای رایانه ای
حسگر خرد (میکروسکوپ) و کلان (ام آر آی) نقشه برداری،
کمیت گرایی، تجسم یافت. پس در بررسی شاعر از ساختار
و کارکرد یاخته عصبی، مجتمع مغز؛ سپس فعالیتهای مغزی
شامل روحیات و شخصیت سخن بمیان می آید.
دیگر اینکه به اختلالات روحی و شخصیتی، مقولات هویت،
مراحل رشد شخصیت، 16 نوع شخصیت، روان، صداقت،
ذهن، روح، ایمان، خرد، منطق، آگاهی، وجدان، اخلاقیات،
گناه، تعصب، آزادگی، محافظه کاری، روشنفکری،
شناخت شناسی/ زیبایی شناسی شاعرانه هم کمی
برخورد می شود.
یاخته: زیست شناسی حیات را در مصرف انرژی، رشد، جنبش،
خوراک، تنفس، تولید مثل /فضله، واکنش به محیط یک موجود
تعریف میکند.
حیات مانند هر رویداد زنده ای دارای آغاز، گسترش،
میرش میباشد.
سیر حیات بر کره زمین یک بیلیون/ میلیارد (10 بقوه 9)
سال بوده؛ خاطرات این سفر در ساختار هسته یاخته های زنده
ذخیره اند؛ که نشان میدهند حیات تک یاخته ای از دریا
آغاز شد. این را در اشتراک سروم خون/ cytoplasm
با آب شور دریا و بخش گسترده ای از دی ان ای هسته یاخته
در موجودان زنده میتوان دید. بشر حاصل فرایند تکاملی از
یاخته های بیلیون سالی (نباتی، ویروسی، جانوری) به انواع species
میلیون سالی (پستانداران، 2پایان، انسان) میباشد. اطلاعات اولی با
محتوای انطباق با محیط و جهشهای ژنتیکی در هسته
یاخته های تن؛ اطلاعات دومی با محتوای غرایز جمعی و آموزشهای
گروهی در تشکیلات مغز (نظام اتصالی synapse عصبها)
ذخیره اند.
دی ان ای Deoxyribo Nucleic Acid نوار دربرگیرنده دستورات ارثی
در رشد و کارکرد موجودات زنده است.
این نوار را نقشه مهندسی حیات نام داده اند که اطلاعات دراز مدت
رادر خود ذخیره دارد.
دی ان ای 3 تکه دارد برای: اطلاعات ارثی / ژنتیک، ساختار یاخته،
تنظیم کاربرد اطلاعات ارثی. کرموزم از دی ان ای ساخته شده.
دی ان ای ، در ساختار فنری دوبل با 4 عنصر پایه A C G T
ساخته شده. دسته کرموزمها genome را تشکیل می دهند.
بشر 3 بیلیون genome دارد که در زوج پایه دی ان ای در 46 کرموزوم
چیده شده (Watson-Crick 1953).
آسیبهای ارثی: عارضه های چاقی، Turner, Autism, Huntington,
Diabetes, Cysticfibrosis, Down
که تا 4 هزار مرض شمارش شده اند.
5% جمعیت در آمریکا عوارض ارثی دارند.
در هسته هر یک از یاخته ها 46 کرموزم /رشته های DNA
حاوی اسرار تکاملی از ماهی تا میمون به انسان قرار دارد.
هرکدام از این رشته ها 20 بیلیون کد code حاوی اطلاعات
برای سوخت و سوز metabolism و کارکرد function
یاخته دارند. تاریخ تکامل حیات در دی ان ای ضبط شده؛
تاریخ تکامل نوع در اعصاب neuron /اتصالهای (synapse)
آنها با هم قرار دارد.
انتقال خصیصه های عالی اولیا در جفت گیری برای زایش
اسبهای تندرو، گاوهای شیرده؛ در لقاح برای پیدایش میوه های
درشت، حبوبات مقاوم در برابر آفات بکار می رود.
هر جامعه ای بدلیل شرایط درونی و بیرونی دوران ایستایی
و پویایی را میگذراند.
اینها شرایط محیطی فرد را تعیین میکنند.
اولیای فرد خصایل ارثی مانند استعداد، گروه خونی،
تندرستی فرد را قلم میزنند.
تربیت، آموزش، تجربه بر هویت اجتماعی او اثر میگذارند.
اکثر اعضای جامعه رهرو سنت گذشته گان ند.
اقلیتی از جامعه نوجویی پیشه میکنند.
لذا پرسش قرن 21می اینست: چی باعث می شود که در
یک خانواده یکی جزو اکثریت و دیگری در اقلیت فکری
قرار میگیرد؟ یکی با وجدان میشود؛ یکی شکنجه گر؟
یکی خرافی میشود؛ یکی خردگرا؟ یکی آزاده میشود؛
یکی محافظه کار؟
البته نسبت این گروبندیها 50-50 یا این یا آن نیست؛
بلکه خوبان از بداندیشان بیشترند. ولی چون تقسیم منزلت،
قدرت، ثروت دراجتماع نامساوی است؛
لذا تا مدینه فاضله که اکثر انسانها نیک
(باوجدان، خردگرا، اخلاقی)ند راهی طولانی در پیش است.
در اینجا ست که میتوان دید نظرات انسانگرا مانند بیانیه های
انقلابات پس از قبضه قدرت توسط حاملان آن نظرات فاسد و ضد
انسانگرا میشوند. چون مجریان این بیانیه های خوب،
انسانهایی با خصایل عصبی، روحی، شخصیتی بدند.
شاعر هم مانند تمام انسانها از 3 شاخصه زیر تشکیل شده:
1- عصبی با ذخیره اطلاعات از مسیر تکاملی یاخته به پستانداران.
2- روحی با ذخیره اطلاعات از مسیر پستانداران تا 2پایان.
3 - شخصیتی با ذخیره اطلاعات از 2پایان تا انسان و خانواده
محاط بر کودکی فرد تا شرایط اجتماعی بلوغ.
پیش از بررسی این 3 شاخصه، باجمال در باره سر،
یعنی جایگاه خصلتهای عصبی، روحی، شخصیتی انسان
صحبت می شود.
سپس هرکدام از این مقولات واشکافی میشوند.
سر ( مغزانسان شاعر) :
شاعر هم مانند دیگر احاد جامعه دارای
شاخصه های عصبی، روحی و شخصیتی است.
منشاء هر 3 این شاخصه ها در سر شاعر است.
سر شاعر یک بادیه آش رشته بوزن 1 کیلوگرم، با 100 میلیارد
(بیلیون، باندازه شمار ستارگان در کهکشان را مکه/شیری)
عصب است که هر کدام تا 1000 تارک اتصالی به یاخته های
عصبی مجاور دارند.
پس ترکیب عصبی/ اتصالی در مغز به 10 بقوه 14 میرسد که 1000
برابر شمار ستارگان در کهکشان حامل منظومه شمسی است.
سر مانند هر مقوله طبیعی 2 خصیصه عمده دارد:
ساختار و کارکرد:
ساختار مغز مانند پسینه های قدیمی از قسمتهای متعدد
تشکیل شده.
معماری مغز مانند گل کلم، دالبری ولی متقارن، است که ارثیه ای
از دوران ماهیها در تکامل حیات میباشد. لذا شرح ساختار و کارکرد
مغز به اختصار می آید.
ساختار:
مغز بیش از 100 ساختار مانند ماده سفید/خاکستری، مخچه،
بصل النخاع، هیپوتالاموس، رگها/پی ها دارد.
ساختار مغز سالم/نرمال.
در دوره های مختلف زندگی از گهواره تا گور ثابت نیست؛
از قابلیت نوعی مرمت و ایجاد مدارات نوین برخوردار است.
این بخشهای ثانوی مغز مسئول کارکردهای ویژه اند.
آسیبهای ساختاری/کارکردی بقرار زیرند: سکته یا قطع خونرسانی؛
زخم یا انواع تومرها؛ زوال یا الزهایمر، پارکینسون، هانتینکتون؛
عفونی: MS ، ایدز، سفلیس.
کارکرد:
مغز از 2 نیمکره چپ/ راست متصل بهم
تشکیل شده که بیش از 20 کارکرد اصلی دارد:
1- تحریک/انگیزه/هیجان: پیشرفت، پیوندجویی، پرخاشگری.
این در قطعه آهیانه ای قرار دارد. مرکز هیجانی خزانه و
غشاء دارد. سالقهای اساسی: تشنگی، گرسنگی/سیری،
سکس، تولید مثل، لذت، درد، ترس. این آموخته ها را
هم میتوان در فعالیتهای مغزی پیگرفت:
محبت، غرور، گناه، ترحم، حسادت، دلخوری.
2- توجه به محیط یا موضوع ذهنی.
3- آگاهی/هوشیاری: ذهنیت، خودآگاهی، شعور
4- تصمیم: داوری اخلاقی، فرایند زیبایی شناسی.
5- عواطف: خنده، غم،
6- عامل برای فعالیتهای بالاتر، تجریدات، هدف،
7- آموزش/یادگیری
8- حواس:بینایی، شنوایی، شیمیایی (بو/چشایی)، لامسه
(فشار، دما، درد، خارش)
9- حافظه: پردازشگر اطلاعات حواس، رمزگذار، ذخیره،
بازیابی/یادآوری
10- تنظیم حرکت/جنبش، ادراک حرکت، فرمان به عضلات.
11- ادراک: تخمین کل جسم شناور amodal، رنگ، عمق، فرم،
یازیدن haptic، گفتاری، شمارش، ادراک بمثابه تغییر، درک.
12- خواب/رویا/مراقبه/هیپنوتیزم. تثبیت یادهای روزانه
در حافظه دراز مدت، فراموشی یادهای زائد روزانه.
13- برنامه ریزی برای گفتار/کردار آتی.
14- حل مسئله/گشایش: خلاقیت، استدلال، قضاوت/نتیجه گیری
، تفکر، هوش. ذهن تحلیل گر در نیمکره راست.
15- زبان: کاربرد آن در شرایط مشخص کار، آفرینش، ارتباطی،
16- ساعت: در هیپوتالاموس برای برنامه ریزی 24 ساعته
حرکات بدن.
17- جنسیت: در تمپورال لوب. روال جنسی سه مرحله دارد:
میلِ، تحریک، ارضا.
18- اندیشیدن: تفکر، پندار
19- لذت: تشویق، تمایل، پاداش/تنبیه
20- روحیه: وجدان جمعی، داوری اخلاقی، تبعیض/تعصب،
ایمان، صداقت
21 - تمیز: تشخیص مفاهیم، صحت اطلاعات
باید هرکدام از کارکردهای عام مغز را بر میدان
خاص شعری منطبق کرد تا نتایجی بدست آورد.
این نتایج کمک به واشکافی روال تولید شعر،
پذیرش و نقد آن میکنند.
بخاطر کوتاهی مقاله، تنها مقوله حافظه واشکافی می شود.
ادامه دارد....
به قلم: دکتر بیژن باران
بخش بعدی را در سایت ایشان میتوانید دنبال بفرمائید:
دکتر بیژن باران:
با توجه به مطالب ذکر شده باین نتیجه میرسیم که حتی
در باب شاعر نیز می بایست
بدانیم این شعر واشعار
بر خاسته از چه نوع فکر، ذات ومعنویتی ست
وشاعر مورد نظر یا مورد علاقه ما براستی ایا کسی هست که
در راه زندگی انسان
اشعار وافکار او را جهت بکار گیری در زندگی مورد استفاده
قرار دهد یا خیر
آنچه مسلم است شاعران بزرگ ونامی بی جهت به نام نرسیده اند
وابیات واشعار ایشان برخاسته از انسانی ست که
در حد کمال انسانی: تجربه دانش وآموخته داشته است
که بتوان او را سرمشق زندگی خود قرار داد
اما در فضای کنونی ما با انواع انسانهای متفاوت
پیر وجوان سروکار داریم با قلمی دردست
وباید خاطر نشان کرد که بقول مادر بزرگ
هر گردی، گردو نمیشود!
وهر شاعری نیز شاعر نیست
بسیارند در اینسوی آبها (اروپا وآمریکا) که شعر میسرایند
ومعمولا شاعران خود خواننده اشعار خود
در آلبومهای آواز خود هستند
وقتی به ماهیت شعر واندیشه آنان توجه شود
تنها انتقال مشتی اراجیف است که گروهی ازنسل یاغی
از آن طرفداری میکند ودر جوانی ساده نیز بی تاثیر نیست
در کنارآن هستند شعر ها وسروده هائی
که تاروپود آدمی را میلرزاند وهمین
در شعر ایران وزبان فارسی نیزصحت دارد
در نتیجه حتی برای انتخاب :شاعر، شعر ، کتاب
ُرمان واندیشه ها ی یک نویسنده وشاعر نیز
میبایست دقیق بود وبه هر که وهرچه دل نبست!
و می بایست در انتخاب آنها وانتخاب کتب نیز
توجه ودرایت لازم بکار گرفته شود،
چراکه بسیارند کسانی که میتوانند بی آنکه شما متوجه شوید
در ناخوداگاه شما بقدرت قلم رسوخ کرده
اندرون وجود وفکر شما را مسموم وآلوده کرده
وبراهی بکشانندکه روزی در باور خود هم نمیدید که
در جای کنونی خویش ایستاده باشید
بر این اساس می بایست انسان در راه رفتن خویش
بااینکه میگویند کتاب دوست انسان است
اما حتی در انتخاب مطلب وموضوع نیز
هشیار بوده در دست عواملی که براحتی
به شستشوی مغز آدمی نشسته انسان را
به عمق تباهی ویا به یاس وافسردگی میکشانند
بازیچه نشویم!!!
اینبار شعری از یک دوست شاعر را بنام واژه
انتخاب کردم که امیدوارم شما نیز از این شعر مانند من استفاده ببرید:
واژه" احساس مرا مزمزه میکرد
قلم میدانست
که سیاهی درون از بدی باطن نیست
پاره ی پاکت سیگار
کفایت میکرد
تا که بالغ بشود کودک شعرم شاید
چه بسا یک غزلی زاده شود
می توان برگ گلی را چو کتابی فهمید
می توان جلگه شدن آن طرف رود خیال
میتوان دخترکی بود
که کاکل بسپارد به نسیم
می توان بادکنک داد
به دست پسری سر به هوا
می توان...
می توان اینهمه را رنگ تجسم بخشید
شعر از : عاکف
سایت ایشان:
http://www.roodkhooneh.blogfa.com/
و چون متن بدرازا کشید دنباله بحث را بامید خدا
بعد از عید نوروز
دنبال خواهیم نمود
فرزانه ای برفت و ز رفتنش هر زیان
دیوانه ای بماند و ز ماندنش هیچ سود.![]()
![]()
![]()
![]()
لبیبی .
وپیشاپیش
سال نو را به یکایک دوستان عزیزم تبریک عرض میکنم
امید در سایه لطف پروردگار یکتا
همواره موفق شادمان وپیروز باشید
با تقدیم احترام : فـرزانه شــیدا
Farzaneh Sheida
[ ]
+ نوشته شده در ساعت2:23 توسط فرزانه شیدا

